چهارسالی که الان سه دقیقه شده(دوثانیه کمتر) چهارسالی که نفهمیدیم کی شروع شد و تا باهاش اخت شدیم و تبدیل شد به جزئی از زندگیمون به پایان راه خودش رسید... کاش هیچوقت شروع نمیشد، شاید اینجوری پایانش اینقدر برامون حسرت بار نمیموند... دیدن این چند دقیقه و یا دیدن دقایقی که تو این چهارسال برامون ساختی گرچه لحظات شیرینی رو رقم میزنه اما چندین برابر اون لحظات شیرین کاممون از یاد و خاطره حضورت و امپراطوری ای که ساختی به شدت تلخ میشه ولی نمیدونم چرا حاضریم بازهم اون لحظات شیرین رو با وجود این سرانجام تکراری برای خودمون مکرر کنیم...؟! Gràcies Pep Pare de l'Imperi de Barcelona