مي خواستم بنويسم :« كاش مديرا مي دونستن كه بيشتر از تعداد جام جهاي توي موزه، براي ما ديدن بازيكنايي كه تو چهره شون كل خاطرات ما خلاصه ميشه ارزش داره» ولي يك لحظه به خودم اومدم و به نظرم منصفانه و صحيحش اينه كه اينجوري بنويسم:
«كاش هوادارا مي دونستن كه بيشتر از خواسته هواداراي تو خونه و استاديوم، براي مديراي باشگاه ها، اين مشتري ها و پول كه تمامي اهداف مديرا از باشگاه گرداني توش خلاصه ميشه هستش كه ارزش داره»
حقيقت تلخي كه نميتونيم قبولش بكنيم اينه كه ما هواداراي فوتبال (همه صرفا هوادارا، نه اونايي كه حرفه شون هم با فوتبال ارتباط دارع) يه مشت مصرف كننده ايم، يه مشت احمقيم، يه مشت بي مصرفيم. ما يه مشت كسخليم كه بعد از اين همه تغييرات كه ١٠٠٪ اون تغييرات به نفع جيب مديرا بودش هنو فوتبال ميبينيم. چه سياستيه كه بايد توش لمپارد به چلسي گل بزنه؟ چه سياستيه كه سيدورف و نستا و پيرلو و گتوزو رو از ميلان بيرون مي كنن، اگه طبق شايعات، ماركيزيو بره پ س ج، آيا پ س ج با داشتن ماركيزيو و بوفون از يوونتوس يوونتوسي تر نيست؟ دليل يوونتوسي شدن، ميلاني شدن و يا اينتري شدن يك نفر كاملا مسخصه محيط من يونايتد و شرايطي كه گليزرا براش درست كردن رو ببينين، رابطه كرونكه و آرسنال همينطور. اصلا خود يوونتوس رو ميگم.
يه نفر چرا بايد يوونتوسي بشه واقع؟؟؟
نمي دونم اون دليل چي هست ولي قطعا و يقينا اون دليل با رفتن ماركيزيو و موندن خديرا در تضاده، با موندن حرومزاده اي مثل الگري كه يوونتوس رو كرده جنده خونه خودش در تضاده، با بليت فصلي ٥٠٠ يوروي در تضاده، با اينكه از تركيب اصلي ٨٠٪ غير ايتاليايي باشن در تضاده، از اين كه تو تمرينا ٩ نفر از دو قدمي رونالدو فيلم بگيرن كه افراد بيشتري اشتراك تلويزيون اينترنتي رو بگيرن در تضاده ... ما يه مشت آدم كسخليم كه از ٢٠٠٨ به بعد فوتبال ديدن رو قطع نكرديم. چرا بايد براي اين كه فوتبال ببينيم خداتومن پول بديم (حال باز ما ايرانيا به خاطر دردي دولت كمتر پول ميديم) ما براي فوتبال پول ميديم و فوتبال از اين كه ما نگاش مي كنيم پول در مياره. خنده دار نيست؟ اگه ما نبينيم تبليغات ميپره، اصلا همه چيز ميپره ولي در نهايت اين ماييم كه علاوه بر وقت، پول هم ميديم كه فوتبال ببينيم. براي نيمار فوتبال چيز معقوليه، براي كفاشيان و تاج و ريبالتا و برلوسكوني هم همينطور. حتي براي سامان خدايي و آرمين جنت خواه و پژمان راهبر! ولي براي ما چي؟
كاش يه مركز ترك اعتياد به فوتبال هم بود.



