کافی است به چند ماه قبل برگردیم جام جهانی روسیه، روزهایی که برای شکست قهرمانانه! هم به خیابان‌ها آمدیم و خوشحالی کردیم اما غافل از اینکه ما از تیم ملی و کی‌روش چه می‌خواهیم! کره جنوبی قهرمان جهان را شکست داد، ژاپن به مرحله حذفی جام جهانی راه یافت، استرالیا با قدرت برابر حریفان صف آرایی کرد، عربستان آینده‌نگرانه بازی می‌کرد تمام این تیم‌ها رقابت‌های جام جهانی را میدانی بزرگ برای کسب تجربه، اعتبار و آبدیده شدن می‌دانستند و به خوبی درک می‌کنند باید پله‌ها را یکی یکی طی کرد و رشد نمود پس بی‌شک آنان چشم به مسابقات جام ملت‌های آسیا دوخته بودند در حالی که ما به قهرمانی جهان می‌اندیشیدم! عادت داریم به دل بستن به آرزوهای دور و غافل شدن از رویاهای نزدیک و دست یافتنی. کی‌روش نیز به خوبی ما را شناخته و می‌دانست که تنها به نتیجه نگاه می‌کنیم و هیچ نگاهی به آینده نداریم به دلخوشی‌ها و شادی‌های زودگذر راضی هستیم، بنابراین برای تمدید قراردادی رنگین‌تر و سنگین‌تر نیاز به کسب حداقل یک نتیجه خوب در جام جهانی داشت، ولی بسیار رویایی‌تر از آن‌چه کی‌روش تصور می‌کرد، اوضاع پیش رفت، با گل به خودی بازیکن مراکش عزیز بوهدوز و آن دفاع جانانه و کسب 4 امتیاز، اقبال عمومی و شادی مردم مهر تاییدی بود بر درایت و رضایت از کی‌روش و آغازی برای مذاکره بر سر تمدید قراردادی که جناب کی‌روش برای فدراسیون تدارک دیده بود. اما کسی نمی‌دانست که این دست‌ها تنها قیمت کی‌روش را بالا می‌برد بدون آن‌که به هدفمان رسیده باشیم تا اکنون پس از صدها نامه فدایت شوم و فرصت سوزی آشکار در حالی که باقی رقیبان برای مسابقات جام ملت‌های آسیا استارت زده‌اند کماکان حضور ایشان در ایران در هاله‌ای از ابهام قرار داشته باشد. گاهی تنها دست‌های پشت پرده در کار نیستند مواظب دستهای خودمان باشیم!