متنو با این فایل صوتی بخونید. میدونین بچها ، خیلی وقته که دلم یه جشن خیلی بزرگ میخواد، همه نوع قشر توش باشن ، هیشکی ننشسته باشه، هیشکی فکر فرداش نباشه، هیچ دانشجویی فکر اینکه وای اگه شهریه جور نشه چیکار کنم نباشه، هیچ مادری فکر این نباشه که نکنه یه فردای بد واسه بچش اتفاقی بیفته ، نویسنده دوباره خوش ذوق بشه ، صبحشو پر انرژی شروع کنه مطمعن باشه چیزی که مینویسه کاری که میکنه فوق العادست، اون جوونی که درس خونده هرروز سرکارش یاد مدرکی که گرفته بیفته و به این فکر کنه چه کار فوق العاده ای انجام داده که خودش تنهایی تونست خودشو به اینجا برسونه، اون کسی که عشق موزیکه ، عشق راک یا متال یا هر نوع سبک دیگه ای هست... بدون هیچ زور یا دردسری هنرشو می ساخت کسی بخاطر هنرش تهدید به زندانش نمی کرد، اون دختر پسری که عاشق هم شدن قربانی رسم ها و قانونای مزخرف خانواده نمیشدن و میدونستن که میتونن برای هم کوه باشن، کاش همه قدرت اینو داشتن که رویاهایی که توش قدم زدن رو تو واقعیت نقاشی کنن، میدونین؟ دلم جشنی میخواد که همه باهم فریاد بزنن شادی کنن ، کسی فکر اینکه فردا دیر برسه سرکار نباشه، شادیشون از تهه دل باشه... همه دوباره کاریو که میخواستن شروع کنن ، مثل من ، کاش این فرصت برام فراهم بود که یه گروه موسیقی با دوستام بسازم ، اون سبکیو که دوس داشتم دنبال کنم... ، اون کاریو که میخواستم بسازم... هیچ قصدی هم پشتش نبود...، چیزایی هم که گفتم شاید غیرممکن باشن ، شاید به خیلیا بر بخوره ، اما خواستم بگم حتی اگر یک روز از عمرم باقی مونده باشه، دلم میخواد این روز و این صحنه ها رو ببینم...همین.امیدوارم همتون به کسی که دوستش دارین، کاری که میخواین انجام بدینو چیزی که همیشه فکرتون رو مشغول کرده بهش برسید?