اختصاصی طرفداری -

اولین باری که شناختمت، کمی‌ موهای سفیدت کمتر بود، کمی‌ لرزش دستت آرام تر و کمی‌ شاداب تر. در نیوکمپ با جوجه‌هایت آمده بودی. آمده بودی کنایه‌ای تلخ بزنی‌ به آنان که به سخره می‌‌گرفتند جوجه‌هایت را. آن شب در نیوکمپ یکی‌ از اولین مهره مار‌هایت را رو کردی. اوله گونار سولشیر. نتیجه را در مقابل ژرمن‌ها برگرداندی. اولین و آخرین جام اروپایی أت نبود اما روزگار آن را به کلاسیک ترینشان تبدیل کرد. رگ خواب هواداران را به خوبی‌ می‌‌دانستی. از همان اول هدف مشخص بود. به پایین کشیدن لیورپول. اوایل لیورپول و لیدز بود، پس از آن نسل طلایی آرسنال و مورینیو آمدند و این اواخر هم با هم شهری‌های نفتی‌ جنگیدی. چه کنایه آمیز است که وقتی‌ آمدی آرسنال دوم جدول بود و منچستر ۱۹‌ام جدول. حالا اما نزدیک به یک دهه می‌‌گذرد که دیگر توپچی‌ها نای جنگیدن پا یا پای تو را ندارند. چلسی برای سهمیه می‌‌جنگد و لیورپول نیز دیگر اثری از شنکلی و داگلیش و فاولر ندارد.

به راستی‌ که دنیای سرمربیگری فوتبال به قبل و بعد از آمدن تو تقسیم می‌‌شود. در دورانی که بازیکنان کالاهای‌های تبلیغاتی بودند تو جلو دو تا بزرگترین هفت‌های تاریخ سرخ‌ها ایستادی. بهتر از هر کس دیگری می‌‌دانی که هفت در اولد ترافورد یعنی‌ وزنه اصلی‌. ابایی از پرت کردن قهوه به سمت جذاب‌ترین و یکی‌ از با نفوذ‌ترین افراد لیست مجله تایمز نداشتی‌. حالا او با کلی‌ ثروت از لوس آنجلس و هالیوود می‌‌کوبد و می‌‌آید تا شاید فلش دوربین یک عکس دو نفره از دوید بکام و رئیس بگیرد. اگر با صلابت نبودی این همه سال پشت آن آجر‌های تئاتر رویا‌ها تو را نمی دیدیم. با آن کت مشکی‌ معروف. با آن آدامس بیچاره که گاهی زیادی می‌‌جویدی و آن نوک بینی‌ قرمز شده. تئاتر رویا‌ها تعمیر شد، چمنش بهبود یافت اما تو همان که بودی، ماندی. لیورپول را پایین کشیدی، چندین نابغه دیگر به فوتبال معرفی‌ کردی و حالا به تنهایی‌ سلطان لیگ برتر هستی‌. وقتی‌ برای اعتراض به کنار زمین بیایی، داور به شکل دیگری تو را می‌‌بیند، چون تو فرگی هستی‌ نه بنیتز و مانچینی.

در این سه‌ دهه چندین بار هم باختی اما مردانه باختی. شاهانه از میان تونلی که آبی و اناری پوشان برایت زده بودند، عبور کردی و نقره چمپیونز لیگ را گرفتی‌. برای شیاطین سرخ تو در یکی‌ از بی‌ ستاره‌ترین دوره‌های منچستر همان طلا بودی. سال‌ها بعد چه کسی‌ اهمیت می‌‌دهد که دستت لرزید. شبی‌ که شاید برای اولین بار به فکر بازنشستگی افتادی. رئیس یعنی‌ آن بالا بشینی‌ و با فتح شکست هم شاهانه ببازی. حالا که می‌‌روی باید آن دقایق آخر را که به حق به نامت زده اند را به فرگی تایم تغییر دهند، شاید اینگونه یوفا از حذف امسال برابر رئال دلجویی کند. اینگونه تا سال‌ها بعد فرزندان ما از ما خواهند پرسید که فرگی یعنی‌ چی‌. و ما می‌‌گویم که مردی از دیار شجاع دل‌ها آمد و تاریخ فوتبال را از نو نوشت. نوشت که در هر شرایطی مربی‌ بزرگتر از بازیکن است. نوشت که تنها یک مربی‌ وجود دارد که هم جوانان را به خوبی‌ پرورش می‌‌دهد مانند گواردیولا، هم از بازیکنان بهترین بازی را می‌‌گیرد و استاد جنگ روانی‌ است مثل مورینیو و هم تداوم دارد مثل سر مت بازبی. اما زود رفتی رئیس. خیلی‌ زود.

برای تو ۷۱ سالگی تازه اول جوانی بود رئیس...بدرود سر الکس فرگوسن کبیر.

 

 

به همین مناسبت: ناب ترین تصاویر از دوران حضور سر الکس فرگوسن در فوتبال