فرهاد اشراقی وقتی به میانمار و کره‌جنوبی در بازی‌های آسیایی باختیم، تازه ارزش نتایج تیم ملی در جام جهانی مشخص شد، اما برای مخالفان کی‌روش این فقط یک بهانه بود. این روز‌ها طیف اصلی مخالفان کی‌روش را عده‌ای از هواداران پرسپولیس و استقلال (نه همه) تشکیل می‌دهند و دقیقاً به همین خاطر هم مخالفان او زیاد شده‌اند. البته یکسری از حامیان کی‌روش هم دقیقاً مثل تیفوسی‌های پرسپولیس و استقلال احساسی‌اند و اثری از منطق در صحبت‌های‌شان نیست. اینکه مثلاً ما تک‌تک انتخاب‌های کی‌روش را تأیید کنیم، کاری است که خودش هم انجام نمی‌دهد، اما در آن سو یکسری از انتقادات هم واقعاً مسخره است. مثلاً عده‌ای می‌گویند، چون آرمین سهرابیان گل به خودی زده، نباید دعوت می‌شد و یا می‌گویند کی‌روش از قصد ۶ استقلالی را دعوت کرده تا این تیم نتواند در قطر السد را ببرد! در این میان گمشده بزرگ همانا «منطق» است. در واقع شما برای زدن کی‌روش (اگر قصدش را داشته باشید) می‌توانید صد راه را انتخاب کنید، اما عده‌ای که تعداد‌شان هم کم نیست، راه صدویکم را که اتفاقاً احمقانه‌ترین راه هم هست، انتخاب می‌کنند. گاهی اوقات فکر می‌کنم کی‌روش آدم خوش‌شانسی است که منتقدانش آدم‌هایی با این حجم اندک از منطق هستند و مربیان منتقدش اکثراً آدم‌هایی بدون کارنامه‌اند و یا استدلال‌هایی می‌آورند که مخاطب فقط خنده‌اش می‌گیرد پی نوشت : #عابدینی #افاضلی #درخشان #قلعه نوعی #عزیزی . . . شاید مایه عبرت باشد