طرفداری- استفن وارناک مدافع سابق و بومی لیورپول که بین سالهای 2002 تا 2007 توانست 67 بار برای قرمزها به میدان برود، اذعان کرد که وقتی از تیم محبوبش جدا شده، خوشحال شده است. او که در 14 سالگی مورد توجه آلن کندی قرار گرفت و راهی لیورپول شد، از خانوادهای اورتونی میآمد اما خود همواره طرفدار تیم قرمز شهر بود. با این حال اتفاقاتی پیش و پس از مهمترین شب قرن جاری لیورپول رخ داد که به ناامیدی کامل او انجامید.
به گزارش سایت گل، وارناک گفت:
وقتی در مورد اینکه استانبول بزرگترین شب باشگاه بوده صحبت میشود، کمی مکدر میشوم. قرار بود در ترکیب باشم. ترکیب را روی تخته ملوود همیشه داشتیم، ترکیبی که هجده نفره بود و چند روز پیش از رفتن به استانبول، اسمم را در لیست دیدم. هیچوقت در تمام عمرم آنقدر زود لباس عوض نکرده بودم. حمام کردم، سوار ماشین شدم و به همه زنگ زدم و خبر را دادم: به استانبول میروم. در ترکیب تیم برای فینال هستم. روی ماه قدم بر میداشتم. دو ساعت بعد پاکو آیرستران دستیار بنیتس زنگ زد و گفت اشتباهی شده و خوسمی جای من در ترکیب است. باورم نمیشد. این اتفاق یک بار دیگر آن سال رخ داده بود. در ترکیب اصلی بازی با تاتنهام قرار نبود باشم. قبل از بازی، تیم برای قدم زدن در زمین میرفت و بنتس به من گفت چه میکنی؟ گفتم در ترکیب نیستم و با سایر (نیمکتنشینها) تمرین میکنم. او به من گفت اما تو در ترکیب اصلی خواهی بود! به او گفتم چون در ترکیب نبودم، شب قبل به خاطر تولد یک دوست بیرون بودهام و برای ترکیب اصلی آماده نیستم؛ او به من گفت غیرحرفهای هستم. او ترکیب را عوض کرد و من را روی نیمکت گذاشت. چیزی شبیه همین در بازی استانبول رخ داد که بازی به مراتب بزرگتری بود. ناامید شده بودم.
رابطه وارناک با باشگاه به مشکل خورد. باشگاه، بازیکنان اصلی را با یک هواپیما (از ترکیه) به لیورپول فرستاد و بازیکنانی که در لیست نبودند با هواپیمای بعدی فرستاده شدند. وارناک اینطور حتی در جشن قهرمانی که با حضور 500000 هزار نفر در خیابانهای شهر اتفاق افتاد، در لیورپول نبود.
غیرقابل بخشش بود. وقتی به لیورپول رسیدیم، اتوبوس روباز رفته بود. یادم هست که اخبار اسکای را میدیدم و میپرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ برخی از پسران تاکسی گرفتند و به سمت اتوبوس رفتند اما بقیه به خانه رفتیم. عذرخواهیهایی در شروع تمرینات فصل بعد در تمرین کردند که از ته دل نبود. آن اتفاق، رابطه من و لیورپول را خراب کرد. نظرم در مورد باشگاه عوض شد چون آنها جمعی از کسانی بودند که نتوانستند موضوعی تا آن حد مهم را مدیریت کنند. شاید در ترکیب نبودیم اما بخشی از تیم بودیم و باید با ما بهتر رفتار میشد. رافا همیشه از "تمام بازیکنان تیم" صحبت میکرد و اینکه همگی در کنار یکدیگریم. اما بعد از استانبول مشخص شد که منظور او فقط 18 بازیکنی هستند که در فینال بودهاند. دیگرانی که در مسیر قهرمانی حضور داشتند، برای مثال نیل ملور، سینما پونگوله، اسکات کارسون و آنتونی لی تالک برای او مفهومی نداشتند. آنها هم چنین حسی داشتند.



