اختصاصی طرفداری - 1- عجب هواداران جالبی هستیم! بدترین حملات ممکن را به کاپیتان تیم ملی آن هم در آستانه ی جام جهانی به علت بستن بازوبند آبی انجام می دهیم. کار دیگر حتی از گریه هم گذشته، باید خندید. بسیار مشتاقم در یک نقطه از کره ی خاکی چنین نمونه ای را بیاورید. مثل این می ماند که هواداران چلسی یا اورتون به بستن بازوبند قرمز توسط جرارد اعتراض کنند! حتی تصور اینکه چنین اتفاقی هم بیفتد خنده دار است. 4 روز حمله ی باورنکردنی از سوی هواداران پرسپولیس و سایت های هواداری این تیم و همچنین شبکه های اجتماعی گوناگون آن هم در آستانه ی جام جهانی... 2- هواداران استقلال گویا از قافله ی «کل کل» عقب مانده بودند. اشتباه دانیال داوری کافی بود تا حملات خودجوش از نوعی دیگر آغاز شود. عجب هواداران جالبی هستیم! مقایسه ی دانیال داوری با مهدی رحمتی؟ حتما شوخی می کنید.به هیچ عنوان بحث مهدی رحمتی نیست، رحمتی با اختلاف زیادی بهترین گلر شاغل در فوتبال ایران است، اما دقت کنید فوتبال ایران، لیگ ایران. مقایسه ی دانیال داوری با هیچ دروازه بان ایرانی صحیح نیست. مقایسه ی دروازه بانی که در مدارس مجهز فوتبال آلمان تعلیم دیده است و سابقه ی بازی در بوندس لیگا ی 1 و 2 را دارد با هیچ دروازه بانی در ایران صحیح نیست. باور کنید بوندس لیگای 200 (!) هم با اختلاف زیادی سطحش از لیگ ما بالاتر است. 3- داوری فوتبال را به طور حرفه ای در مدرسه زیر 17 ساله های باشگاه ماینتس آلمان تعلیم دیده است. پله پله رده های این باشگاه را طی کرد و در نهایت از تیم دوم ماینتس راهی تیم اول برانشوایگ آلمان شد. 2 سال اول در اوج جوانی شروع به تجربه اندوزی کرد و از سال سوم تبدیل به دروازه بان شماره ی 1 تیمش شد. برانشوایگ آن سال رتبه ی 8 بوندس لیگای 2 آلمان را کسب کرد. سال بعد اوج درخشش داوری و برانشوایگ بود. زرد ها توانستند با کسب عنوان نایب قهرمانی راهی رقابت های بوندس لیگای 1 آلمان شوند. دانیال دروازه بان اول تیمش بود. برانشوایگ با 34 گل خورده سومین خط دفاع برتر بوندس لیگا 2 بود. 4- در همین چند ساعت اخیر که از بازی ایران و آنگولا گذشته، موج عجیبی را برادران و خواهران این بار آبی به راه انداخته اند. آن ها در اظهار نظر «تاریخی» داوری را در حد تیم ملی ایران نمی دانند. البته آن ها حتما فراموش کرده اند که یورگن کلوپ در مورد دانیال داوری پس از بازی تیمش مقابل برانشوایگ چه گفته است: " داوری دروازه بانی در سطح جهانی است که بارها مهاجمان تیم ما را ناکام گذاشت." خب البته که کلوپ مربی در «حدی» نیست. رویس و لواندوفسکی هم که بازیکنی نیستند. سرمریی گراس هاپرز نایب قهرمان سوییس هم که چیزی نمی داند و داوری را برای تیمش خریده است. ما چیزی می دانیم با آن عینک لعنتی رنگیمان، همان عینکی که سال هاست باعث می شود چوب اختلاف را به تیم ملی بزنیم. 5- اما به راستی چرا دانیال از اعتماد به نفس لازم در تیم ملی برخوردار نیست؟ طبیعتا برای بازیکنی که هنوز فارسی را هم نمی تواند حرف بزند حضور در جمعی جدید کار دشواری است. به لطف آن دسته از دوستان مهدی رحمتی نیز که حضور داوری را در اردوی تیم ملی بر نمی تابند، جو خوبی در اردو برای داوری حاکم نیست. بیشتر وقتش را با اشکان و یا گوچی می گذراند. خدا را شکر از زمانی هم که آمده برادران و خواهران خودجوش در رسانه ها، سایت ها و شبکه های اجتماعی سید مهدی رحمتی را به او یادآوری می کنند و می گویند او در حد تیم ملی ایران نیست!! سخت است، برای بازیکنی که در فرهنگی متفاوت رشد یافته، حضور در چنین جمعی یقینا دشوار است. دروازه بانی پستی است که ابتدایی ترین رکنش، اعتماد به نفس است. 6- هواداران آبی می توانند آسوده بخوابند. شانس دانیال برای حضور ثابت در جام جهانی با توجه به این شرایط هر روز کمتر می شود. البته هنوز چیزی مشخص نشده اما با توجه به اخباری که از اردوی تیم ملی مخابره می شود، کیروش داوری را فاقد اعتماد به نفس لازم می داند. تیم ملی ما 2 هفته دیگر پا به بزرگ ترین رقابت جهانی می گذارد اما ما هنوز اندر خم بازوبند قرمز و دروازه بان آبی هستیم. راستی تیم ملی والیبالمان ساعاتی دیگر با ایتالیا بازی می کند، تا حالا از خود پرسیده اید چرا والیبال و بسکتبالمان این چنین در عرصه های گوناگون «آقایی» می کنند؟ حق با طرفداران فوتبال است، چرا ما باید در جام جهانی بدرخشیم؟ وقتی بازیکنانی داریم که فوتبال بلد نیستند و فقط به دنبال پول های میلیاردی می گردند. چرا ما باید در جام جهانی موفق باشیم وقتی بازیکنانمان تا نیمه شب در کافه ها مشغول خوشگذرانی هستند؟ اما بگذارید این را هم اضافه کنیم، چرا ما باید در جام جهانی موفق باشیم وقتی حتی خودمان «هواداری» از تیممان را بلد نیستیم؟ چرا باید در جام جهانی موفق شویم وقتی 2 هفته مانده به آغاز این رقابت ها 2 تن از موثر ترین بازیکنانمان را این گونه مورد شدید ترین حملات قرار می دهیم؟ خیر، اگر از آرژانتین 10 گل هم بخوریم، کم خورده ایم. اینجا کشوری است که همه چیزش، به همه چیزش می آید...

و آن عینک زشت لعنتی؛ نگاهی متفاوت به شاهکاری دیگر از خودمان
۱۰٬۳۰۲ بازدیدجمعه ۰۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۶:۳۲


