این روز و به همه‌ی دوست‌داران شعر و ادبیات تبریک میگم. امیدوارم که هممون قدردان این همه آثار فاخر و برجسته تو ادبیاتمون باشیم. .......... خدا رو شکر تو هر دوره‌ای که بودیم اگه خیلی چیزا که از این کشور به تاراج رفت و هیچ وقت هم برنگشت ولی چیزی که همیشه ثابت بوده، شاعرا و نویسند‌ه‌های برجسته‌ است. تو دوره‌ای که دیگه زبانمون داشت رسما به قهقهرا می‌رفت، فردوسی رو داشتیم. تو دوره خفت‌بار مغول‌ها یکی مثل سعدی بود. و خیلی‌های دیگه تو ادبیات کهن که اوج غزل‌ها رو با حافظ تو همین دوره داریم و همین‌طور ادبیات معاصر _با همه‌ی فراز و نشیب‌هاش_ شاعران بزرگی داریم که سرآمدشون(به نظر من البته) پنج ضلعی بی بدیل شاعران نوسرا: نیما، فروغ، سهراب، شاملو و اخوان. والبته نوسینده‌های برجسته‌ای مثل دولت‌آبادی و ... و همه‌ی اونایی که عمرشون و برای ادبیات این کشور گذاشتن: محمدتقی بهار، شفیعی کدکنی و... .......... یکی از معروف‌ترین غزل‌های استاد شهریار آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر این سفر راه قیامت میروی تنها چرا