پرسپوليس با يك كامبك رويایی و باورنكردنی موفق شد تيم قدرتمند و پرمهره الدحيل را شكست دهد. قرمزها برای حذف حريف قطری تنها به يك 45 دقيقه نياز داشتند نه بيشتر. آنها كه در بازی رفت در زمين حريف با يك گل مغلوب شده بودند، در بازی برگشت نيز روی يك اشتباه فردی در نيمه اول مقابل شاگردان معلول با يك گل عقب افتادند و همه می‌دانستند اين يك گل در زمين خودی چه معنایی دارد. اين چيزی بود كه همه از آن می‌ترسيدند، چرا كه بعد از اين گل پرسپوليس برای صعود بايد 3 گل به ثمر می‌رساند. وقتی بوضياف روی دفع توپ اشتباه شجاع و برخورد اتفاقی توپ با بدنش موفق شد دروازه بيرانوند را باز كند، تمام سكوهای قرمزپوش آزادی در سكوتی وحشتناك فرو رفت. اين سكوت و بهت ناشی از گل خوردن تا پايان نيمه نيز ادامه پيدا كرد تا دو تيم با همان نتيجه 1 بر 0 به رختكن بروند. معلوم نيست برانكو دقيقا بين دو نيمه چه چيزی به شاگردانش گفت كه در نيمه دوم شاهد پرسپوليسی متحول‌شده بوديم. در كنار بازی بهتر پرسپوليس از آغاز چهارمين 45 دقيقه رويارویی دو تيم، نكته‌ای كه به‌شدت جلب‌توجه می‌كرد سكوهای استاديوم آزادی بود. جایی كه تماشاچيان با وجود نااميدی و عقب بودن دو گل از حريف، به‌شدت تيم محبوب‌شان را تشويق كردند. آنها خوب ياد گرفته بودند كه بايد تا دقيقه 90 بازيكنان را تهييج كنند و رو به جلو فرا‌بخوانند. بگذار هر‌چه می‌خواهد بشود. نتيجه تفكرات برانكو و تلاش بازيكنان و حمايت سكوها، سه ضلع موفقيت كه در اوج هماهنگی با هم قرار داشتند، اين شد كه سوپرمن قرمزها موفق شد تيم را به بازی برگرداند. روی يك ضربه كرنر، سيدجلال حسينی، مدافع تمام‌نشدنی پرسپوليس موفق شد دروازه الدحيل را با يك گل زلاتانی باز كند و بازی در ورزشگاه آزادی 1-1 مساوی شود. اين گل استاديوم آزادی را منفجر كرد و مشخص بود كه هراس زيادی به دل حريف وارد شده چرا كه مدافعين و هافبك‌های اين تيم كه در نيمه اول مسلط بودند و سوار بر بازی، بسيار پر‌اشتباه ظاهر شدند. از آغاز بيست دقيقه آخر بازی پرسپوليس كه چند دقيقه‌ای بازی را آرام‌تر كرده بود، دوباره آهنگ حمله كرد و روي فرار تماشایی عليپور و پاس در عرض او، مدافع الدحيل به اشتباه دروازه خودی را باز كرد تا دورترين روياهای هواداران نيز ممكن به نظر برسد. امكانی كه چند دقيقه بعد بالفعل شد و منشا با يك فرار تماشایی از سد دو مدافع حريف گذشت، در كمال خونسردی دروازه‌بان را از پيش رو برداشت و دروازه خالی الدحيل را برای بار سوم باز كرد. تمام! باور‌كردنی نبود. تيم برانكو در يك نيمه و در عرض كمتر از 30 دقيقه تمام كاری را كه می‌خواست در 180 دقيقه بازی رفت و برگشت به انجام برساند را انجام داده بود. معلول، سرمربی الدیحيل مات و مبهوت كنار زمين ايستاده بود و در ميان صدای تشويق كر‌كننده و شادی بی‌حد بازيكنان و كادر فنی و تماشاچيان پرسپوليس به سرنوشت غم‌انگيزی كه دچارش شده بود فكر می‌كرد. 10 دقيقه آخر بازی با نمايش منطقی و محكم پرسپوليس گذشت و 7 دقيقه وقت اضافه‌ای كه ايرماتوف ازبك گرفت نيز نتوانست تغييری در نتيجه بازی به وجود آورد. داور كه سوت پايان بازی را به صدا درآورد، اين پرسپوليس ايران بود كه بليت صعود به مرحله نيمه‌نهایی جام باشگاه‌های آسيا را برای دومين بار متوالی در دستانش داشت. برانكو، بازيكنان، تماشاچيان و ميليون‌ها هوادار سرخ كه عميق‌ترين احساسات‌شان را به سمت تيم محبوب‌شان روانه داشته بودند را بايد برنده اين ديدار سخت دانست. مسابقه‌ای كه شايد كمتر كسی در ابتدا شانسی براي پرسپوليس قائل بود. وقتی پرسپوليس بازی رفت را با يك گل باخت، اين شانس كمتر شد و وقتی در ورزشگاه‌ آزادی از حريف عقب افتاد به سمت صفر ميل كرد. اما اراده پرسپوليس بر اين بود كه از اين بازی سربلند خارج شود. تيمی كه از پنجره نقل و انتقالات محروم بود، با نيمكتی خالی، اما با قلبی سرشار از شجاعت و باور به توانستن، حريف خودش را به زانو درآورد. كامبك بازيكنان پرسپوليس يك پيروزی عميقا دراماتيك را رقم زد. درست مثل قصه‌ها. قصه‌ای كه تا اوج تباهی قهرمانان داستان هم پيش رفت، اما مقدر بود كه با يك پايان خوش به اتمام برسد. علی ولی اللهی