نویسنده: امیر حسین بهمنیار

درست یک قدم مانده به رویا زمین خوردند. چشم هایشان خیره شد به دست هایشان که خالی مانده بود. ستاره جنوب دیگر در آسمان باواریا نمی تابید و تنهایی بر لحظات هزاران طرفدار بایرن نقش بسته بود؛ آنها در خاک خود غریبه محسوب می شدند. شال گردن هایی که باید در هوا تکان می دادند، وسیله ای برای پنهان کردن اشک هایشان بود. بایرن در خانه راه خوشبختی را گم کرده بود و برای چیدن میوه از شاخه هایی که به دست هایشان گره خورده بود، باید مایل ها آن طرف تر و دور از خانه به دنبالش می گشتند. اما برای لمس شاخه های دوردست، اینجا چراغی روشن شده بود. بعد از اتمام جشن آبی پوشان لندن، یوپ هاینکس با حسرت به زمین نگاه می کرد‌. یک مرد آمد به میانه زمین، بزرگ مرد کوچک، فیلیپ لام. او تک تک بازیکنان را با عشق و امید از زمین بلند کرد. یوپ هاینکس هم به کمک او آمد؛ تماشاگران ایستاده بازیکنان را تشویق کردند. سپس فیلیپ لام و هاینکس بعد از پایان مسابقه حرف های عجیبی زدند:

فیلیپ لام:

برای من شکست ها غم انگیز هستند اما پایان کار نیستند، بلکه آغاز راه هستند؛ از فردا برای سال آینده و لندن فکر می کنیم.

یوپ هاینکس:

امشب  تلخ ترین شب زندگی من است اما سال دیگر همین زمان، بهترین شب زندگی من است. 

فصل جدید شروع شد‌. فصل ۲۰۱۳، ژانر وحشت یوپ هاینکس و یارانش بود. بایرن مونیخ با روش مرگبار "کانتر پرس" حریفان را نابود می کرد. با اضافه شدن مانژو، خاوی مارتینز، شکیری و دانته، بایرن یک تیم کامل و بی نقص داشت. مارتینز، کروس و شواینی نیز همه چیز را در میانه زمین تحت کنترل در آورده بودند. در ژانویه هم سایت بایرن خبر استخدام گواردیولا را داد؛ خبر شوک کننده ای که می توانست همه چیز را خراب کند. هاینکس که قلب مونیخی ها را تسخیر کرده بود، نه به خاطر نتایجش، که اگر به خاطر نتایج بود، هیچ گاه جاودانه نمی شد، درباره این اتفاق گفت که "پپ، بهترین گزینه است و انگیزه من فتح تمام جام های ممکن است." انگیزه ها به نظر باید کم می شدند اما این گونه نشد. یوپ هاینکس تمرینات را دو برابر کرد؛ جلسات آنالیز را بیشتر کرد و از بازیکنان انرژی بیشتری درخواست کرد. تمام بازیکنان بایرن مونیخ خواستار فتح تمام جام ها بعد از این خبر شدند. فیلیپ لام، بعد از این خبر، از علاقه قلبی بازیکنان به یوپ و رویای مشترکی که داشتند، حرف زد. اولین رقیب بایرن در مرحله حذفی، آرسنال بود. آرسنال با وجود بازی درخشان در مونیخ کنار رفت؛ بانوی پیر نیز همین طور. بایرن مجددا به نیمه نهایی رسیده بود و باید به مصاف بارسلونا می رفت. شاهکار بایرن در بازی با بارسلونا رخ داد. یک پرس مرگبار در مرکز زمین، جایی که سال ها ژاوی، بوستکس و اینیستا حکومت می کردند اما کانتر پرس هاینکس در مرکز زمین آنها را خلع صلاح کرد، طوری که شاید هیچ وقت این قدر بازی بد از این ۳ هافبک رویایی ندیده بودیم. چهار بر صفر! با هر گل، نیمکت بایرن مونیخ از بازیکنان داخل زمین بیشتر خوش حالی می کردند؛ انگار همه بایرنی ها به هواداران و هاینکس بدهکار بودند. در بازی برگشت هم از کامبک خبری نبود چون بایرن مونیخ و هاینکس فقط به فینال و قهرمانی فکر می کردند. باوارایی ها ۳ گل دیگر زدند؛ این دردناک ترین باخت بارسلونا در طی سال های‌‌‌ اخیر بود‌. بایرن فینالیست شد؛ مدرن، شیک و بی رحم. عشق هواداران به بایرنِ هاینکس چندین برابر شد، طوری که خیلی از هواداران در فضای مجازی خواستار لغو قرارداد با پپ و تمدید با هاینکس شده بودند؛ اما دیر شده بود، خیلی دیر. حالا لندن آماده شده بود. آماده یک فینال تمام آلمانی. بایرن مقابل دورتموند و کلوپی قرار می گرفت که مثل کف دست تمام نقاط قوت و ضعف بایرن را می دانست. اما بایرن این بار پس از دو فینال مایوس کننده، از لانه زنبور، عسل را بیرون کشید و طعم خوشبختی را چشید. بایرن در خاک خود شکست اما آمد و تصویر غرور تکه تکه شده اش را در لندن یکی یکی پیدا کرد و همان تصویری را ساخت که سال ها در ذهن مان نقش بسته بود.

نویسنده: امیر حسین بهمنیار/ با مقدمه ای از اکبر رئالیسم

پ ن: تیتر برگرفته شده از نام فیلم "اینجا چراغی روشن است"، ساخته رضا میر کریمی است.