یه شب امتحانی ماهر بودم ?
زمانبندی عمده ام برای شب امتحان اینطوری بود:
?ساعت ۰۰:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنیم به ادامهِ درس، صفحه ۳ ! ??
?ساعت ۰۰:۱۵ تا ۱:۰۰ کمی استراحت پای گوشی
?ساعت ۱:۰۰ تا ۱:۲۰ کلی درس و گفتن کلمه "اوفیش پوکیدم" تا صفحه ۴ ?
?ساعت ۱:۲۰ تا ۱:۲۵ یه چرت کوتاه (که متاسفانه گاهی اوقات در کمال نامردی خوابم میبرد و پامیشدم میدیدم ساعت ۷ صبح شده ????)
?ساعت ۱:۲۵ تا ۲:۰۰ دستشویی کتابو هم میبردم اونجا :/
?ساعت ۲:۰۰ تا ۳:۰۰ این قسمت از تایم نیمه شب مغز عجیب فعال میشد و یهویی از صفحه ۴ میرسیدم ۴۰۰ هیچوقتم نفهمیدم چرا :/
?ساعت ۳:۰۰ تا ۳:۱۵ متوجه میشدم که بعضی از مباحث صفحاتی که خوندم رو دارم قاطی میکنم :|
?ساعت ۳:۱۵ راس این ساعت متوجه میشدم که بله رسما قاطی کردم ?☹
?ساعت ۳:۱۵ تا ۴:۰۰ تقلب هایی روی برگ های کوچک مینوشتم (که اوایل دو سه باری موفقیت آمیز بود ولی بعدش یه بار بد لو رفتم و دیگه ترک کردم گرچه کل دوره عمرم فقط همین چند بار تقلب برگی کردم ?)
?ساعت ۴:۰۰ تا ۵:۰۰ ایول وقت نماز شده و به این بهانه یک ساعت نماز و استراحت و کوفت کردن یه چیزی :/
?ساعت ۵:۰۰ به بعد به طرز عجیبی مغز فعالیتش تقریبا به صفر میرسه و دیگه هنر میخواد که توی این تایم خوابت نبره که اینجا ۵۰، ۵۰ یا خواب میرفتم یا بیدار میموندم و اگر هم بیدار میموندم دیگه ۱+۱ هم نمیدونستم چند میشه ??
و سر آخر یه چندتا فرمول قضیه ای چیزی میرفتم روی ماشین حساب که همین همیشه کمکم میکرد و هیچوقتم در این زمینه لو نرفتم ???
?ساعت ۷:۳۰ آقا یه ۴۰۵ صفحه ای از جزوه ۸۰۰ صفحه ای تونستم بخونم و بریم سر جلسه هرچه پیش آید خوش آید بادا باد :|