یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود زیر گنبد کبود یه سایتی بود ، اسمش طرفداری بود. دیروز داشتم همه عکسایی که ترول ترولی گذاشته بودُ نگاه میکردم، هم بغضم گرفته بود هم خنده. ناراحت بودم که چرا یهو خوشی و شادی از سایت رفت،چرا کاربرای درجه یک سایت دارن هر روز کم میشن،کسایی که شناسنامه این سایتن،ریشه ی این سایتن، سایتی که فقط ورزشی نبود... طرفداری اون روزا مثله پاتوق توی کوچه بود که هر روز همه رو جمع میکرد دور هم،کاربراش هم فقط یه رفیق عادی نبودن،برامون مثله برادر بودن،عجب برادرایی تو پاتوق داشتیم... هنوز یادتون میاد حاج علی رو؟ حاج علی بیانکونری دوستداشتنی ترین کاربر،رفیق و برادرمون بود. شهاب رو یادتون هست؟ شهاب روسونری و البوم عکسای زیر خاکیش. یه ترول ترولی داشتیم که مثله کسی بود که هر روز همه رفقا رو تو پاتوق کوچه جمع میکرد،ترول هایی که میزاشت رو هنوز یادمه،زیر پستاش همه جمع میشدیم،ولی الان اون ترول ترولی دیگه مثله سابق نیست از این دست رفیقا زیاد داشتیم، محسن پسر ابی-دکتر باواریا-فرشید-سجاد ساوری-جاست یووه-یووه ای تورین-پرهام-پوریا-نادر تب-وحید اندرئاس مولر و خیلیای دیگه شادید براشون کاری پیش اومده یا خدایی نکرده مشکل دارن و نمیتونن بیان تو سایت ولی دلیل اصلی چیز دیگس... چون پاتوقمون از بین رفته، چون محلمون از بین رفته،چون غریبه ها اومدن و اونو خراب کردن،غریبه هایی که میتونستن بیان تو جمعمون ولی اومدن و جمعمون رو از هم پاشیدن... نمیگم که منم از اصلی ترین های اون پاتوق بودم، منم اول یه غریبه بودم ولی غریبه ای که میخواست دوست بشه، برای اینکه خودمو به جمعشون اضافه کنم خیلی سختی کشیدم ولی ارزششو داشت. برای اینکه از این نردبون رفاقت برم بالا اونایی که بالابودنو پایین ننداختم، سعی کردم پشتشون حرکت کنم... ولی الان... دوستانی که دارین این متنو می خونین،بیاین یه بار هم که شده با هم و برای هم حرکت کنیم،بیاین دوباره اون روزای خوبو بسازیم،بیان دوباره رفقای قدیمی رو جمع کنیم و یه پاتوق جدید بسازیم. پاتوق جدیدمون جمعیتش زیاده پس باید صفا و صمیمیتش هم زیاد بشه،باید شوخی باشه و خنده،توهین ها دیگه بسه، بیاین فرق کل کل و توهین رو بفهمیم،جنبه ی همه رو حداکثر باشه،بیاین شاد باشیم، کور بشه چشم اونی که نمیتونه شادیه مارو ببینه. بیاین دوباره تو طرفداری زندگی کنیم... ممنون که دل نوشته ی منو خوندین.