1-عملكرد ضعيف فنى:
مورينيو در منچستر نتايج قابل دفاعى نداشته آره نسبت به فن خال و مويس بهتر كار كرده اما اين كه بهتر از مويس و فن خال كار كنه هدفه بزرگيه براى منچستر يونايتد ميتونه باشه؟
اونم با اين ستاره هايى كه نسبت به تيم اين دو در اختيارش داده شده؟
قطعا با اين ستاره هايى كه در اختيار مورينيوس عملكرد بهترى ميشه داشت
2-اخلاق بد و اختلاف با ستاره ها:
مورينيو تو هر تيمى كه بوده براى اين كه ثابت كنه مهم ترين فرد باشگاه هستش با محبوب ترين بازيكن يا مهم ترين بازيكن اون تيم به مشكل خورده
تو رئال با كاسياس به مشكل خورد كه محبوب دل هواداراى رئال بود و اسطوره ى رئال به حساب ميومد و خيلى هم با اخلاق و دوست داشتنى بود
تو چلسى با ماتايى به مشكل خورد كه اون زمان بهترين بازيكن چلسى بود و البته اون هم بازيكن با اخلاقى بود اين كه الان تو منچستر باهاش به مشكل نخورده به دليل اينه كه در حال حاضر تو منچستر بازيكن محبوب يا مهمى نيست
تو منچستر هم اين اتفاقات داره در مورد پوگبا ميوفته كه تقريبا جزو محبوب ترين و محورى ترين بازيكناى تيمه
اين اختلافات با اين بازيكنا چه دليلى ميتونه داشته باشه؟
حسادت واقعا هم هيچ واژه اى جز اين به ذهن نميرسه و هيچ چيزى جز اين منطقى نميتونه باشه يه مربى حرفه اى هيچ وقت نبايد به بازيكن تيمش حسودى كنه
در مورد مسائل اخلاقى هم فلش بكى بزنيم به حركت زشت مورينيو كه انگشت كرد تو چشم تيتو مربى فقيد بارسا كسى فردى با اخلاق بود و اصلا لايق همچين رفتارى از طرف كسى نبود همچين حركتى رو تنها ميشود تو فيلماى كمدى مانند صمد درك كرد
3-از جنس باشگاه نبودن:
گفته ميشه زمان سرالكس هم تصميمات با سرالكس بود و اگه بازيكنايى مثل بكهام و روى كين شاخ بازى در مياوردن كنار گذاشته ميشدن و طرفداران مورينيو ميگن اين سياست بايد در مورد مورينيو هم باشه
اما آيا جايگاه مورينيو با سرالكس تو منچستر يكيه؟
مشخصا خير سرالكس براى منچستر فراتر از يك سرمربى يا حتى يك تصميم گيرنده براى باشگاه بود او مثل پدر براى باشگاه بود و ديدن منچستر بدون فرگوسن و حتى فكر كردن بهش براى كسى كه هوادار فوتبال بود غير قابل تصور بود چه برسه براى كسايى كه تو باشگاه بودن اما در مورد مورينيو هم اينگونه هستش؟
خير مورينيو كسى هست كه اون مصاحبه رو بعد از بازى با سويا كرد و تو كلامش سعى داشت خودش رو از باشگاه بزرگتر نشون بده
كسى هست كه به اسكولز اسطوره باشگاه كنايه ميزنه
خوشحالم گيگز و اسكولز تو عصر مورينيو بازيكن تيم نيستن وگرنه احتمالا به سرنوشت كاسياس دچار ميشدن
پس قياس فرگوسن و مورينيو قياس معل الفارقه و مورينيو لايق اختياراتى كه فرگوسن تو منچستر داشت نيست
4-اهميت كمتر به بازيكناى جوان و انگيزه نداشتن آنها در تيم مورينيو عملكرد فنى ضعيف آنها تو تيم مورينيو:
منچستر از زمان سرمت بازبى به جوانان اهميت ميداده و اين مسئله در زمان سرالكس هم وجود داشت اما تو تيم مورينيو كسى مثل راشفورد عملكرد ضعيفى داشته مارسيال هم كه بهش اعتماد نميكن و عملا نيمكت نشين سانچزى شده كه تو تيم مورينيو تبديل به لرد شده پريرا هم كه اين فصل خيليا بهش اميد داشتن ظاهرا بايد تا پايان فصل نيمكت نشين فلينى بشه مك توميناى رو به خاطر بيارين كه در مقطعى از فصل پيش چنان تو تركيب جا افتاده بود كه خيليا رو به جانشين كريك اميدوار كرده بود اما در همون مقطع و در حساس ترين بازى فصل منچستر مقابل سويا در اولدترافورد از تركيب خارج ميشه و مورينيو از بازيكن محبوبش فلينى استفاده ميكنه بازيكنايى مثل توانزبه و منصاح هم كه از نظر مورينيو لياقت اينو ندارن كه لااقل اندازه ى جونز و اسمالينگ بهشون اعتماد بشه و دائما در حال قرض داده شدن هستن
5-ترس و محافظه كارى و همچنين انعطاف تاكتيكى نداشتن مورينيو:
تو خيلى از بازيها مثل همين بازى مقابل سويا ترس مورينيو باعث نتيجه نگرفتن منچستر شد و تو خيلى از بازيها هم انعطاف تاكتيكى نداشتن باعث نتيجه نگرفتن مورينيو شد چون تاكتيك آقاى به اصطلاح خاص اين شده كه فلينى بره جلو و به سبك قلعه نوعى و مرفاوى از گوشه ها سانتر كنن تا با استفاده از قدرت سر زنى فلينى و لوكاكو به گل برسن
6-عملكرد ضعيف و متوسط ستاره ها:
سانچز بازيكنى كه ركورد دستمزد تو ليگ برترو داره عملكرد فوق العاده ضعيفى تو تيم مورينيو داشته پوگبا هم به درستى ازش استفاده نميشه لوكاكو هم افت داشته و عملكرد ضعيفى داره
مقايسه كنيد زمانى كه ميختاريان تو منچستر بود با الانى كه تو آرسنال همينطور زمانى كه سانچز تو آرسنال بود و الان كه تو منچستره تنها به يك نتيجه ميشه رسيد اونم عملكرد ضعيف ستاره ها زير دست مورينيو
7-درگير حاشيه شدن با رسانه ها و جنگ رسانه اى با مربيان حريف و همچنين عدم انتقاد پذيرى:
اين كه رسانه ها مشكلات منچسترو بزرگتر از حد نشون ميدن درسته اما خود مورينيو هم تو اين موضوع بى تقصير نيست به دليل اين كه هميشه سعى داره با مربياى تيماى حريف درگيرى لفظى پيدا كنه
همينطور مورينيو كسى هست كه وقتى ازش انتقاد ميشه در جواب به گذشته اى رو مياره كه به منچستر مربوط نميشه
8-عدم مسئوليت پذيرى و غرور بيش از حد :
مورينيو حتى تو تيماى قبليشم به خاطر ندارم كه مسئوليت شكستاشو بر عهده گرفته باشه و هميشه همه رو مقصر ميدونه به جز خودش و غرورش بيخودش اجازه ى اين كارو بهش نميده
9-دخيا همچنان بهترين بازيكن تيمه:
طبق معمول اين چند ساله بعد از فرگى دخيا بهترين بازيكن تيمه براى تيمى كه بازيكنايى مثل سانچز و پوگبا و لوكاكو و فرد خريده اين افت محسوب ميشه و يه مربى كاربلد بايد تيمش جورى بازى كنه كه دروازبان بيكار ترين بازيكن تيم باشه
10-علاقه به بازيكناى كه به عنوان لرد تو تيم شناخته ميشن:
تو اين چند فصل كه مورينيو بوده تنها بازيكنى كه هوادارا لرد ميدونستنش و فروخته شده بليند بود و همچنان بازيكنايى مثل جونز و اسمالينگ و دارميان و فلينى و لينگارد و ... تو تيم باقى موندن
در آخر هم در جواب اين مقاله:
https://www.tarafdari.com/node/1104683
بايد بگم دوستى كه مقاله رو نوشته ميتونست كل مطلبو تو دو خط بنويسه اونم اين كه مورينيو يكى از بهترين مربياى تاريخ فوتباله و بازيكن تازه به دوران رسيده اى مثل پوگبا حق نداره براش شاخ و شونه بكشه
البته حق داره نويسنده وارد جزئيات نشه چون هر چى بيشتر وارد جزئيات بشه بيشتر به اين نتيجه ميرسه كه مورينيو دورش تموم شده