از خودم شروع میکنم:آقا ما بچه که بودیم، دو تا پسر خاله داشتیم از ما خیلی بزرگ‌تر.تو یه مهمونی بودیم(این دو پسر خاله خییییلی میخوردن:|||)غذا رو آوردن آقا مرغ ها یه طرف قرمه سبزی یه طرف.اون یکی که مرغ دوست داشت فاصله اش زیاد بود و یجورایی زشت بود بگه اون مرغو بدین.خلاصه صبر کردیم یهو برق رفت که اون یکی پسرخاله مرغ رو پرتاب کرد از این سر سفره تا اون سر:||| که یهو برق اومد و ما یه مرغ پرواز کنان در هوا دیدیم???? حالا کی میخواست بخوره مرغ رو:))) حالا شما بگید:))