خواب بودیم بار اول با ناله های حاصل ترس داداشم بیدار شدم که گفت یکی شبیه من دست گذاشته گلوش و گفته علی فقط بدرد همین کار میخوری و فکر کرده منم اما بعد دیده من خوابم بار دوم هم همین ده دقیقه پیش بوده که دیدم داداشم افتاد روم و میگفت بسم الله الرحمن رحیم بعد من بیدار شدم و داداشم سریع رفت چراغو روشن کرد یه چند دقیقه دیدمش هنگه چرای کارشو نپرسیدم بعد خودش گفت با صدای خس خس بیدار شده و دبده یه نفر نشسته بالای سرم و داره دستاشو لیس میزنه بعد داداشم یکم نزدیک شده و اون با دیدن داداشم عقب عقب رفته بعد داداشم افتاده روی من الان مو به تنمون سیخ شده نمیدونیم چه کنیم