كى روش براى من انسان محترمى بود. براى من انسان محترمى بود با تمام بگو مگوهايش با برانكو ، با تمام غر زدن ها و استعفا دادن هاى وقت و بى وقتش، با تمام القاب زشتى كه به اين و آن نسبت مى داد، با تمام پيراهن هاى ملى كه براى بازيكنان پرسپوليس حرام كرد. با تمام اين ها ، همچنان كى روش براى من انسان محترمى بود. محترم بود براى همه ى آن لحظاتى كه به بهانه تيم او ، احساس غرور و شادى داشتم. اما احترام چيزى شبيه يك قصر مجلل است، براى ساخت آن بايد سال ها خون دل خورد، وقتى ساخته شد دلرباست و تماشايى. اما اگر جلال و شكوه قصر تو را فريب دهد، چيزى جز ويرانى به جا نمى ماند. كى روش براى من تا همين چند هفته پيش، انسان محترمى بود. انسان محترمى بود تا آن جا كه فريبندگى قصر اش ، او را فريب نداده بود. انسان محترمى بود تا آن جا كه به خود اجازه نمى داد براى پايين كشيدن قدرتمندترين دشمن اش ، جوانى را قربانى كند. آدام همتى جوان جوياى نامى كه با هزاران آرزو و اميد به پرسپوليس آمده است. در خيالات اش خود را جاى دايى ، باقرى ، مهدوى كيا ، كريمى ، نكونام و همه آنانكه بارها در لباس تيم ملى درخشيده اند، گذاشته و احتمالا كلى هم كيف كرده است، اما شنيدن چنين سخنانى از نفر اول تيم ملى ، آيا دردناك به نظر نمى رسد؟؟ هرچند آدام همتى ، نه فقط به خاطر گل زيبايش به نساجى بلكه براى بازى هوشمندانه اش در قبال السد ، خيلى زود پاسخ نفرت پراكنى ها را داد. اما به هر حال جناب كى روش ، شما ديگر براى من انسان محترمى نيستيد.