شب نخست از هفته دوم لیگ قهرمانان اروپا با اتفاقات خاصی همراه بود، از توقف منچستر یونایتد و بایرن مونیخ گرفته تا شکست رئال مادرید در موسکو، اما در این بین برخی حواشی به وجود آمد پس از بازی های دیشب در نوع خود جالب به نظر می رسد. یکی از نکات بارز شب گذشته عصبانیت جیمز رودریگز بود، ستاره کلمبیایی باواریایی ها پس از این که دیدار برابر آژاکس را از روی نیمکت آغاز کرد به شدت از این تصمیم کواچ خشمگین شد، هر چند که جیمز از دقیقه 60 به جای روبن به زمین آمد اما این 30 دقیقه حضور نیز نتوانست خشم او را فروکش کند، این بازیکن جوان پس از این که به رختکن رفت بلافاصله پس از گرفتن دوش و در حالی که تنها 10 دقیقه از پایان بازی می گذشت با حالتی ناراحت ورزشگاه را ترک کرد تا نشان دهد شایعات اخیر در مورد اختلاف او با کواچ حقیقت دارد. البته اختلاف در بین بازیکنان و مربی در بایرن مونیخ یک اتفاق معمولی به حساب می آید و هنوز کسی از یاد نبرده که چطور بازیکنانی مانند روبن، ریبری و مولر توانستند کارلو آنچلوتی را از این باشگاه بیرون بیاندازند، حال باید دید جیمز می تواند سایر بازیکنان را برای بیرون انداختن کواچ با خود یار کند و یا این که او خودش راهی تیمی دیگر خواهد شد؟ این روزها تنها بایرن مونیخ با چنین مشکلی دست و پنجه نرم نمی کند و باشگاه بزرگی چون منچستر یونایتد نیز دچار این آفت شده است، درگیری مورینیو با ستاره های تیمش به حدی بالا گرفته که چشم دیدن هم را ندارند و پوگبا در آخرین مصاحبه خود عنوان کرده که تنها در صورت رفتن مورینیو حاضر است در جمع شیاطین سرخ باقی بماند. با نتیجه نگرفتن تیم های بزرگ کم کم این پدیده در فوتبال اروپا فراگیر خواهد شد، غول های فوتبال اسپانیایی نیز از استعداد بالایی برای درگیر شدن به چنین مشکلی برخوردار هستند، فقط کافی است که روند ناکامی های رئال و بارسا یکی دو بازی دیگر ادامه داشته باشد، هر چند که در روزهای اخیر خبرهایی مبنی بر اختلاف مسی و پیکه در رسانه های اسپانیایی منتشر شده است. موفق ترین مربی در رفع کردن چنین مشکلاتی را باید الکس فرگوسن کبیر دانست، مردی که حتی به دیوید بکام هم باج نداد و حدود سه دهه بر فوتبال جهان آقایی کرد، سرمربی سابق منچستر در کتاب زندگی خود نوشته است: از لحظه‌ای که بازیکن منچستریونایتد تصور کرد که از مربی خود بزرگ‌تر و بالاتر است، دیگر جایی در تیم ندارد و باید برود. فرگوسن همچنین در مورد درگیری خود با دیوید بکام نیز این گونه می نویسد: تقریبا دیوید سه متر و نیم از من فاصله داشت، بین ما یک ردیف کفش روی زمین چیده شده بود. دیوید فحش داد، من به سمت او رفتم و در حال نزدیک‌شدن، به لنگه کفشی که جلوی پایم بود ضربه زدم. لنگه کفش به بالای ابرویش خورد.