خیابان های بنالمادنا ، همیشه میزبانش بودند . پسرک کوتاه قامت ، تکنیکش را به رخ کوچه ها می کشید و همچون نقاش ماهری که قلم را در دستانش می چرخاند ، با توپ بازی می کرد .اولین خاطراتش ، روی چمن های والنسیا و مالاگا رقم خورد . جایی که با تکنیک نابش ، راه های پیشرفت را برای خودش باز می کرد . وقتی جایزه ی بهترین بازیکن جوان اروپا را در سال 2012 به دست آورد ، رئال به فکر خریدش افتاد . با اینکه در کارنامه ی فرانسیسکو ، نامی هم از تیم جوانان بارسلونا به چشم می خورد ، ولی سال 2013 ، ایسکو به رقیب سنتی کاتالان ها ملحق شد. تازه کار بود و پر انرژی ، ولی کم کم ، نیمکت رئال جایگاهش شد . همه ی پست ها پر بودند و فرانسیسکو ، به ناچار باید از روی نیمکت ، بازی ها را تماشا می کرد . ولی ایسکو ، دم نزد و صبر کرد . صبر کرد تا زمانش فرا برسد . آن وقت ، می توانست به همه بفهماند که او ، یک پسر معمولی نیست ....... بالاخره قرعه به نام فرانسیسکو افتاد و قرار شد به جای دی ماریا ، جلوی دورتموند بازی کند .بهترین فرصت برای خود نمایی ، و ایسکویی که قدر این موقعیت ها را خوب می دانست . بازی درخشان و چشم نوازش ، باعث شد تا با مصدومیت بیل هم ، مقابل بایرن بازی کند و در زمین ، میدان داری کند . ال کلاسیکو ها که فرا می رسید ، برنابئو و نیوکمپ را به تئاتر رؤیا ها بدل می کرد . حرکاتش در زمین ، هوش از سر مادریدیستا ها می برد . بازیکنان کاتالان ، محو هنرنمایی هایش می شدند . انگار در آن زمان ، هیچ کس و هیچ چیز جز او وجود نداشت . سوپر کاپ اروپا ، و رویارویی رئال مادرید با منچستر یونایتد . آن شب ، بازیکنان هر دو تیم ، عالی بودند . فقط یک تفاوت وجود داشت و آن ، این بود که رئال ، یک ایسکوی آماده داشت . فرانسیسکو آن شب ، جام را برای مادریدیستا ها به ارمغان آورد . فصل 2017/18 ، روی فرم آرمانی خود نبود . هر دو ال کلاسیکو را از دست داد .در یکی فرصت بازی پیدا نکرد و در آستانه ی دومی ، مصدوم شد .در برنابئو ، مقابل یوونتوس ، یک گل زد اما معلوم نبود چرا داور ها ، حواسشان جای دیگری بود که گل سالم ایسکو ، پذیرفته نشد . در فینال لیگ قهرمانان اروپا ، با یک ضربه می توانست به همه ی انتقاد ها جواب دهد ؛ ولی شانس با پسر بچه ی بنالمادنایی همراه نبود و توپ ایسکو ، به جای تور ، به تیرک دروازه ی کاریوس بوسه زد ...... پسر 26 ساله ی مادریدی ، هنوز روی سکو های برنابئو ، خواهان دارد . فرانسیسکو ، بر خلاف قد کوتاهش ، آرزو های بلند بالایی دارد ؛ و هر بار که بند کفش هایش را می بندد تا به زمین بیاید ، به آرزو هایش فکر می کند . جادوگر رئال ، هر بار که پای به برنابئو می گذارد ، چوب جادویش را بر می دارد و جاذبه ی پاهایش را به رخ تماشاگران می کشد . کاش می دانست که این جاذبه ، علاوه بر توپ ، قلب های ما را هم به سمت خودش جذب می کند . هر چه باشد ، او ماخیاست . جادوگری که رقص پاهایش ، زیباترین سمفونی های مستطیل سبز را پدید می آورد ، و در چشمانش ، آثاری از وجود ستاره ای روشن نمایان می شود .....