اصغر پسری بود شبیه به خودش مخصوصا وقتی روبروی آینه می ایستاد. از خردسالی بچه بود،وقتی بزرگتر شد سنش بیشتر شد. وقتی فهمید دست چپ و راستش(شما بخوانید شخمانش)در کدام جناح قرار دارد....به رسم هم سن وسالانش دست بکارشد. او از اساطیر انجمن مخفی سایت میباشد. پسری مهربان اما خشن بسیار بذله گو اما سسشعر نویس . آهای اصغر اگه این متن رو میبینی...بدون که منتظرتیم با تولد دوباره ات سایت را دگرگون کنی...