یک روز داشتم از مدرسه برمیگشتم دوم دبیرستان بودم (یعنی ۱۶ سالم بود) من عادتم اینه که خیلی تند راه میرم توی پیاده رو بودم و داشتم برای خودم میرفتم تو فکر بودم دو تا دختر جلوم بودن یه تیکه ای پیاده رو باریک شد و منم نتونستم از کنارشون رد شم(چون سرعت راه رفتنم زیاده همیشه از کنار همه رد میشم) بعد که پیاده رو باز شد اومدم از سمت راستشون رد شم به صورت اتفاقی اومدن سمت راست?? بعدش از سمت چپش رد شدم یکی شون برگشت به دوستش یه چیزی گفت اون هم داد زد کثافت آشغال فکر کرده بودن من پشت دارم چونشون رو دید میزنم در صورتی که اصلا دقت نکرده بودم اینا پسرن یا دختر اینقدر که تو فکر بودم?? اگر اخلاق الانم رو اون موقع داشتم همون جا تو خیابون پاره اش میکردم ولی چون اون موقع بچه بودم فقط سرم رو انداختم پایین و تند تر راهم را رفتم فقط دعا کن دوباره نبینمت دختره ی جیندا که اگر ببینم دندوناتو خورد میکنم الان یهو یادش افتادم گور پدرش معلوم نیست کی پولش رو نداده بود اعصابش خورد بود سره من خالی کرد