فریدون فروغی , تنهاترین عاشق ? انگار دستام سرده سردن انگار چشمام شب تارن آسمون سیاه ابر پاره پاره شرشر بارون داره میباره حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین گفتی برو تنها بمون با غصه ها همراه بمون دیگه نمی تونم خسته ی خستم طلسم غم رو زدم شکستم داره چشمام ابر بارون رو گونه هام شده روون رفتی و رفتی تنها می مونم تا آخر عمر واست می خونم حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین تنها خاطراتم تو بودی فقط همین