پس از انتخاب "شاهزادگان پارسی" به عنوان شعار تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2006 موجی از انتقادات از این اقدام در میان اقشار مختلف مردم ایجاد شد که این شعار را متضاد با کل کشور و محدود به قسمت خاصی از قومیت ها می دانستند. تیم ملی آن دوران با همان شعار در بازی ها شرکت کرد و با یک امتیاز از سه بازی به کشور بازگشت.

پس یک دوره غیبت تیم ملی ایران بار دیگر فرصت حضور در جام جهانی را بدست آورد و این بار همه منتظر بودند تا با انتخاب شعاری مناسب همدلی و اتحاد کشورمان در غالب شعاری همراه با تیم ملی فوتبال در میدان بزرگی چون جام جهانی به نمایش دربیاید. اما بار دیگر این اتفاق نیفتاد و انتخاب شعار "افتخار پارس" همان بحث و حواشی را ایجاد کرد که هشت سال پیش نیز سر زبان ها افتاده بود. تمامی قومیت ها در تیم ملی نقش دارند و بازیکنان تیم ملی هر یک از گوشه ای از کشورمان انتخاب شده اند و همان گونه که بوسه آندوی مسیحی به قرآن برای همه لذت بخش است، توجه به تمامی اقوام ایرانی نیز لذت بیشتر و خاص تری دارد که به آن توجهی نشده است.

در حالی که همیشه به تماشاگران قومیت های مختلف تاکید شده است که از شعارهای تفرقه انگیز در ورزشگاه ها استفاده نکنند، این انتظار از مسئولین فوتبال می رفت که زمینه را برای انتخاب شعاری مناسب و به دور از هر گونه جهت گیری فراهم نمایند. استفاده از شعار "افتخار پارس" برای تیم ملی که نماینده هفتاد و پنج میلیون ایرانی از قومیت های مختلف است نمی تواند حس همدلی و اتحاد را در کشور ایجاد کند.

این روزها که همه از اتحاد و یکدلی برای همراهی تیم ملی در جام جهانی سخن می گویند، آیا این شعار می تواند در هموطنان عرب، لر، ترک، کرد، بلوچ، ترکمن، گیلک و همه اقلیت های دیگر حس همدلی ایجاد کند؟ نه تنها در این شعار به اقلیت های مردم ایران هیچ توجهی نشده است بلکه محدودیت خاصی نیز ایجاد کرده است که نمی تواند همسو با هدف اصلی کشورمان که اتحاد قومیت هاست باشد.

تنها یک هفته به آغاز بازی های جام جهانی باقی مانده است و شعار تیم ملی نیز روی اتوبوس مخصوص جام جهانی نقش بسته است. به امید اینکه روزی چنین مشکلات و بدسلیقه گی ها به پایان برسد برای تیم ملی ایران آرزوی موفقیت می کنیم و از همه هموطنان نیز دعوت می کنیم بدون توجه به شعار تیم و به احترام روح پاک فوتبال به حمایت از تیم ملی کشورشان بپرداند.