امشب سه تیم بزرگ (رئال مادرید-منچسترونایتد-بایرن‌مونیخ) به میدان رفتند که در لیگ قهرمانان و لیگ های داخلی نتیجه مناسب را نگرفته بودند و نیاز به برد داشتند. ابتدا تصور میشد مورینیو در پایان امشب اخراج میشود درصورتی که احتمال اخراج دو گزینه دیگر به هیچ وجه نمیرفت اما حالا احتمال ماندن مورینیو از دو مورد دیگر بیشتر است و احتمالا شایعات درباره اخراج دو گزینه دیگر به زودی آغاز خواهد شد. اما خوب است به این نکته توجه کرد که بین این تیم ها تنها یونایتد بوده که سرمربی اش تیم را در بحران تحویل گرفته و شروع به ساخت کرده درصورتی که تیم هاینکس و زیدان حداقل اینگونه در لیگ و لیگ قهرمانان نتایج عجیب نمی‌گرفتند و جزء قهرمانان و مدعیان اصلی بودند اما رئال لوپتگی و بایرن کواچ تاکنون حداقل در نتیجه گیری نتوانسته اند مشابه اونها عمل کنند؛ هرچند هر دو آنها برخلاف مورینیو در فصل اول سکانداری در دو تیم بزرگ هستند. اما مورینیو نتایجی کسب کرده است که شاید در مقیاس مورینیو بد بوده باشد اما در مقیاس منچستر چند سال اخیر چندان بد نبوده است. مورینیو تا اینجای فصل در لیگ برتر در رتبه هشتم است اما در اروپا بهترین تیم انگلستان بوده است. مورینیو مشکلاتی در خرید بازیکن داشته که به طور مداوم در کنفرانس‌ها و مصاحبه ها به آن‌ها اشاره کرده است. مثل اینکه او در فصل قبل به دنبال وینگری به نام پرسیچ بوده و مسئولان باشگاه برای او در نیم‌فصل در کورس با سیتی الکسیس سانچز را تهیه کردند. مثل اینکه در خط دفاعی در این فصل به دنبال گزینه هایی همچون توبی آلدرویلد و مگوایر بوده و مسئولان باشگاه او را مجبور به استفاده از گزینه های فعلی همچون اسمالینگ و لینلوف و بایی کرده‌اند که بایی نزدیک بود با اشتباهاتش در بازی با نیوکاسل حکم به اخراج مورینیو بدهد. هرچند برخی از این بازیکنان همچون بایی و لیندلوف توسط خود مورینیو خریداری شده اند و مورینیو هم در این خریدها اشتباه کرده است اما باید به این نکته نیز توجه داشت که یونایتد در بازار فعلی مجموعاً 50 میلیون یورو هزینه برای دو خرید فوق انجام داده است. در نقطه مقابل تیم همشهری آن‌ها در پنجره های نقل وانتقالاتی دو فصل گذشته 55 میلیون برای جذب استونز و 65 میلیون برای خرید لاپورته هزینه کرده است که البته استونز هنوز نیمکت نشین است و نسبت به هزینه پرداخت شده به صرفه نبوده است. یا لیورپلی که 85 میلیون برای فن دایک هزینه کرد و پیش از آن و در دوران کلوپ کلاوان ، لاورن و ماتیپ را خرید که اولی از این تیم در ابتدای فصل جداشد و دوتای بعدی اکنون ذخیره فن دایک و جو گومز هستند. اما می‌توان مورینیو را بخاطر دو خرید که هیچ کدام سابقه بازی در لیگ انگلیس را نداشتند به میخ کشید و انتقاد کرد. جایی که این خریدها نتوانسته اند خود را به لیگ انگلیس وفق دهند و مورینیو به عنوان سرمربی تیم بهتر از همه این نقطه ضعف را می‌دانست و بدنبال رفع آن با خرید مدافعی با این ویژگی‌ها و یا یک مدافع باتجربه بود که مدیریت با او همراهی نکرد. چالش بعدی مورینیو در این فصل لیگ برتر کنترل فشارها و حاشیه‌سازی ها توسط بازیکنان یونایتد است. جایی که مورینیو ابتدا تلاش کرد با پوگبا به بهترین شکل کنار آمده و حتی در بازی اول فصل بازوبند(کاپیتان دوم بعد از والنسیا) و عنوان پنالتی‌زن اول تیم را به او بسپارد. اما برخلاف آن پوگبا از باز بودن پنجره نقل و انتقالات سخن گفت و باعث شد حواشی اطراف خود و تیم افزایش یابد. پس از آن و از دست دادن پنالتی در بازی با برنلی مورینیو باز با سخت خطاب کردن مسئولیت زدن پنالتی فشار روانی را از روی دوش پوگبا برداشت و در بازی بعدی در اروپا نیز پنالتی را به او سپرد تا پوگبا ضمن گل کردن پنالتی از مورینیو به خاطر اعتماد مجددش تشکر کند. اما نکته اصلی زمانی اتفاق افتاد که پس از بازی با ولورهمپتون پوگبا در رسانه ها به انتقاد از تیم و ذهنیت و تاکتیک های آن پرداخت تا باعث شود بالاخره مورینیو مجبور به واکنش شود و بازوبند کاپیتانی(به عنوان کاپیتان دوم) را از او بگیرد. البته پیشکسوتان یونایتد هم در این اتفاقات از مورینیو حمایت کردند و با بیان بزرگی باشگاه تصمیم مورینیو را همانند تصمیم های صحیح سرالکس فرگوسن دانستند. یکی دیگر از حاشیه های این فصل مورینیو مسئله راشفورد بوده است که رسانه ها از او و مورینیو انتظار دارند بالاخره پس از چند فصل مطرح شدن به عنوان یک استعداد پا را قدمی فراتر نهاده و به یک ستاره تمام عیار برای یونایتد تبدیل شود ، کاری که نه تنها راشفورد تا این زمان انجام نداده است بلکه با اخراج شدن مستقیم در بازی با برنلی و بازی های نه‌چندان خوبی که از ابتدای فصل داشته است باعث شده تا انتقادات از مورینیو بابت رفتارها و نحوه بازی او زیاد گردد. هرچند مطابق معمول مورینیو با مدیریت این فشارها و مغلوبه کردن این جنگ های روانی به سمت رسانه‌ها فشار را از روی راشفورد و خود بردارد. اکنون نوبت به راشفورد است که بتواند در فضای به وجودآمده همچون لوک شاو توانایی خود را نمایش دهد و خود را به عنوان یک ستاره به ترکیب یونایتد دیکته کند. نکته بعدی شایعاتی است که از ابتدای فصل درباره ی جانشینی زیدان به راه افتاده و به نوعی از عدم اطمینان مدیران به مورینیو حکایت دارد. مورینیو در مورد این جنگ رسانه ای هم با ارجاع خبرنگاران به خبرنگاری که شایعه را نقل کرده بود وداستان سرایی دانستن آن تلاش کرد بار دیگر از شایعات فرار کند. به هر صورت مورینیو در ابتدای فصل دوم شدن فصل قبل را با توجه به بضاعت فعلی یونایتد فوق العاده دانست. هرچند شاید مورینیو به خاطر اشتباهات خط دفاعی مقصر قلمداد گردد و به نداشتن تاکتیک یا برنامه برای بازی از عقب توسط تیم متهم شود اما این یونایتد مشکلاتی دارد که به نظر کسی جز خود مورینیو و مدیریت او نمیتواند آن‌ها را برطرف کند. شاید اخراج مورینیو بتواند علی‌الظاهر سرپوشی بر نتایج ضعیف یونایتد باشد اما قطعا این نقاط ضعف برای جانشین او نیز به یادگار خواهد ماند و او نیز باید به دنبال خرید نفرات یا تطبیق بهتر نفرات فعلی متناسب با سبک فوتبال انگلستان و تفهیم بزرگتر بودن باشگاه از هر فردی باشد. پی نوشت: مورینیو بالاتر از سر الکس فرگوسن بیشترین درصد برد در منچستریونایتد را داشته است.(https://www.tarafdari.com/node/1115179)