وقتی قهرمانی می افتد جهانی فرو می ریزد
آرزوهایی تار و سوداهایی بی جان می شوند ...
امروز صبح کانر مک گرگور شکست خورد و حریف روسی مسلمانش دستهایش را به آسمان رساند!
وقتی کانر بر روی زمین نشسته بود خبیب از فنسها بالا رفت و به میان جمعیت پرید و به کادر مربیان کانر هم حمله کرد تا شادی زایدالوصفش را به رخ جهانیان بکشاند! او سعی میکرد رها شود از عقده حقارتی که مدتها بود کانر به او بخشیده بود. او پیروزی را در دست داشت ولی چه کسی بود که نداند عقده های حقارت نیز همچنان آنجا مانده؟ در میان چشمهایش که دو دو میزد. در میان عربده هایش. آری خاطرات کانر و زخمهایش هنوز آنجا بود.
کانر برای هوادارانش فقط یک ورزشکار نیست. نمادیست از اعتماد بنفس و جاه طلبی. از تخس بودن! بخشیست از وجود هر مرد که در این عصر مدرن کمتر بدان دست میازد! او یک قانون شکن او یک تابو شکن دوست داشتنیست.
کانر 28 میلیون فالور در اینستاگرام دارد. شاید بخش عمده ای از این فالورها عاشق خصلت "BadMan" اویند!
شاید نزدیک ترین نمونه به او در سینما شخصیت جوکر باشد!
شخصیتی که گاهی هیچ در دست ندارد ولی تهی گشته به جلو میتازد! مردی که نمی تواند متوقف شود. مردی که نمی تواند بهراسد. مردی که از حس تنفر حریفان قدرت می گیرد.مردی که زمزمه می کند پشت این کوهها که می ریزند ساحل زیبائیست!
کانر وارد قفس شد. ضعیف شده و رنجور با همان گارد باز! با همان تاکتیک ساده "من می توانم" و "من کانر هستم" !
ضربات و فشار زیادی را تحمل کرد. نمی توانست پا پس بکشد. مردی که تا آخرین لحظه تلاش کرد چیزی در درونش فرو نریزد.
اما در نهایت تسلیم شد. تسلیم دو سال زندگی به سبک کانری. تسلیم خویشتن شد. رسید به خودش. به جایی که روزی با خود نجوا کرده بود "این زندگی من است / به سبک خود می گذرانمش" !
جایی که با شیطان خود قمار کرد و گفت این استعداد من است ولی خودم را برایش تلف نخواهم کرد! حتی اگر رنج ببرم!
مالیخولیایی کانر وقتی بر روی زمین به فنسها تکیه داده بود به پایان رسید.
مرد بی رنج مردی ناقص است!
او رنجهایش را خواهد برد به اعماق خودش و نابودشان خواهد کرد.
چون او قهرمانیست که افتاده او جهانیست که واژگون شده...
او دوباره به پا خواهد خواست
تا سرحد مرگ تلاش خواهد کرد . شاید ببرد و شاید ببازد ولی او مردی خواهد ماند که هیچکس به مانند او نبوده است.
مردی که وقتی می افتد جهانی فرو میریزد...
.
م.آ