جام جهانی
ویدیو
درباره طرفداری
صفحه اصلی مسابقه پیش‌بینی جام جهانی
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به طرفداری است. شما می توانید از سایت طرفداری در صورت پذیرش قوانین و مقررات استفاده نمایید.
سرخیو راموس ، فرمانده ی ارتش سپید
پیش بینی
تبلیغات در طرفداری
user content badge
  1. صفحه اصلی/
  2. اخبار
سرخیو راموس ، فرمانده ی ارتش سپید

سرخیو راموس ، فرمانده ی ارتش سپید

۲۵۵ بازدیدپنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷ - ۱۵:۲۴
حامی کهکشانی ها
پیش بینی

آخرین اخبار

در حال بارگذاری مطالب
لیست کامل

مطالب کاربران

در حال بارگذاری مطالب

وبگردی

دانلود آهنگموزیک ترینآهنگدانلود آهنگدانلود آهنگموزیک وایرالخرید لایک اینستاگرامراز موزیکآهنگدیبا موزیک - اهنگ روزرزرو هتلکاشت ابرو طبیعیخرید اپل ایدیخرید آیفون تصویریدانلود آهنگ جدیدرزرو هتلدانلود مداحیسایت عطاریکارتن پستیهمین روز
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
قوانین سایت
  • تقویم فوتبال را که ورق می زنیم ، می رسیم به 14 سال پیش . وقتی که سپید پوشان مادرید ، رودرروی سویا قرار گرفتند . آن شب ، همه ی نگاه ها به پسرک 19 ساله ای بود که با موهای بلند سویایی ، از ضربه ی کاشته ی تیمش به بهترین شکل استفاده کرد و توپ را با تمام توانش ، به قعر دروازه ی ایکر فرستاد . نتیجه ی این بازی برای پرز ، اصلا مهم نبود چون او ، ستاره ای تازه کشف کرده بود . هیچ کس ، فکرش را هم نمی کرد که مدتی بعد ، درست در آخرین لحظات پنجره ی نقل و انتقالاتی ، شماره ی 4 بدون صاحب رئال مادرید ، نصیب سرخیو شود . او پایش را در برنابئو گذاشت تا جاودانه شود .....
  • از همان بازی های اول می شد فهمید که گلزنی ، هنر مورد علاقه ی سرخیوست . مدافع جوان مادریدی ها ، از همان فصل اول نشان داد که برخی اوقات ، بهتر از یک مهاجم گل می زند . همین گلزنی ها و جلو رفتن های فراوان ، باعث شد که سرخیو ، فراموش کند که یک مدافع است و تاوان سنگینی بابت این فراموشی پرداخت کرد . ولی راموس ، یادگیری را خیلی خوب بلد بود . بازی به بازی ، تجربه اندوزی می کرد و لحظه به لحظه ، بهتر می شد .
  • لیگ قهرمانان اروپا ، واژه ای است که با نام و سرنوشت سرخیو گره خورده است . از سال 2012 که پای رئال به نیمه نهایی لیگ قهرمانان باز شد ، راموس ، داستان نویس قصه های دراماتیک رئال مادرید بود . سال 2012 ، جلوی بایرن مونیخ ، وقتی که کار به ضربات پنالتی کشیده شده بود ، پشت توپ ایستاد و زیر طاق دروازه ی نویر را هدف گرفت ؛ ولی توپ ، آرزو های او را همراه با خودش به آسمان برد . سال 2013 ، رئال در وسف فالن ، متحمل شکست شده بود و برای بازگشت ، به سه گل نیاز داشت . راموس ، برای پاک کردن خاطرات بد نیمه نهایی لیگ قهرمانان ، تور دروازه ی دورتموندی ها را به لرزه در آورد تا فقط یک گل برای صعود کهکشانی ها نیاز باشد ، اما آن گل لعنتی هیچ وقت زده نشد . سوت پایان که به صدا درآمد ، دوربین ها اشک های سرخیو در آغوش سن ایکر را شکار کردند . اشک هایی که باعث شد مرد شماره چهار ، به فکر انتقام از چمپیونزلیگ بیفتد ......
  • سال 2014 ، و دوباره بایرن . بازی رفت در برنابئو با تک گل رئال به پایان رسیده بود و برای بازی برگشت ، مونیخی ها در جهنم آلیانز منتظر قو های سپید بودند ؛ اما سرخیو ، فقط چهار دقیقه وقت لازم داشت تا تیم بایرن را به سنگفرشهای مونیخ بدوزد و با هر پرواز ، مقدمات لازم را برای حرکت به سمت لیسبون ، فراهم کند . دو گل او و کریستیانو ، دیوار های بهشت آلیانز را به رنگ سفید در آورده بود .
  • بازی پایانی فرا رسید ، و رقیب هم شهری رودرروی رئال صف آرایی کرد .جام لیگ قهرمانان ، بدون توجه به نتیجه ی بازی ، به مادرید می رسید اما رئال و اتلتیکو ، باید برای بستن روبان های سرخ و سپید با هم رقابت می کردند . امید های مادریدیستا ها با گل گودین ، نقش بر آب شد . رؤیای دسیما ، انگار هر سال از آن ها دورتر و دورتر می شد . رئالی ها با چشمان منتظر ، به تور دروازه ی کورتوا چشم دوخته بودند ولی پرنده ی سپید به هر دری که زد ، موفق به لرزاندن تور نشد .90 دقیقه تمام شده بود و اتلتی ها ، برای جشن قهرمانی آماده می شدند ؛ اما سرخیو ، دلش نمی خواست لیسبون را این گونه ترک کند . پنج دقیقه وقت اضافه ، برایش کافی بود . ضربه ی کرنر به نفع رئال اعلام شد . این ، بهترین موقعیت بود ؛ و راموس ، خوب می دانست که باید چه کار کند. لوکیتا کرنر را نواخت ، و سرخیو ، بال هایش را گشود . با نیرویی ، به اندازه ی تمام سال های ناکامی ، به اندازه ی انتظار مادریدیستا ها ، و به اندازه ی اشک هایی که ریخته بود ، توپ را به قعر دروازه فرستاد . هیچ مانعی برای این ضربه وجود نداشت چون سرخیو با قلبش گل زده بود . پس از اینکه توپ از خط دروازه عبور کرد ، راموس فقط صدای شادی مادریدیستا ها را می شنید . صدایی که بعد از گل دوم ، سوم و چهارم هم ، زمین لیسبون را می لرزاند . او ، انتقامش را از چمپیونزلیگ گرفته بود ....
  • اسمش را روی دقایق پایانی بازی ها گذاشتند . وقتی اسکوربورد های ورزشگاه ، از عدد 90 می گذشتند ، زنگ راموس تایم به صدا در می آمد . خیلی وقت ها ، اتفاق می افتاد که رئال ، به بن بست می رسید اما سرخیو ، درست در زمان مناسب ، سر می رسید و دست رئال را می گرفت و از مهلکه نجات می داد . لیسبون ، سن لورنزو ، سن پائولو ، نیو کمپ . سرخیو مرد ثانیه های پایانی است .
  • سال 2015 ، ایکر از رئال رفت . و چه جانشینی بهتر از راموس وجود داشت ؟ میراث ایکر به سرخیو رسید . او حالا یک کاپیتان است . کاپیتانی که سه سال متوالی ، طعم بالا بردن جام نقره ای چمپیونزلیگ را چشیده است . کاپیتانی که به عنوان عضوی از مجموعه ی بی نظیر رئال ، در تاریخ ثبت شده است . کاپیتانی که قلبش سپید بوده ، و سپید خواهد ماند .......
  • برای ما مادریدیستا ها ، تعداد کارت های او مهم نیست . برای ما ، حرف های بقیه اهمیت ندارد . مهم نیست دیگران چقدر از او تنفر دارند . مهم این است که ما می دانیم پشت شخصیت به ظاهر خشن سرخیو ، قلبی از طلا نهفته است . ما می دانیم همه ی این فداکاری ها و از خود گذشتگی ها را فقط و فقط به خاطر عشق سپید به جان می خرد .ما ، شکسته شدن بینی اش را دیده ایم . ما ، با گریه هایش گریه کرده ایم . ما ، ارزش آن گل برگردان با کتف مصدوم را درک می کنیم . ما ، با پرواز های او از زمین جدا می شویم ؛ به خاطر پیروزی هایمان مدیونش هستیم ؛ فراموشش نمی کنیم و امیدواریم بلایی که در پایان راه سر رائول ، ایکر و کریستیانو آمد ، لااقل برای سرخیو تکرار نشود و خالق 92:48 ، تا ابد در خانه ی همیشگی خود باقی بماند ......
حامی کهکشانی ها