طرفداری- آرسنال این بازی را 5 بر 1 برد. ابتدا نگاهی به ترکیب اولیه دو تیم و آمارهای عددی این دیدار پرگل خواهیم انداخت:

ترکیب دو تیم:

البته آرایش اصلی آرسنال، به‌این صورت بود که ولبک نزدیکتر به ایووبی و مخیتاریان، پشت لاکازت و متمایل به راست بازی می‌کرد.

آمار:

آرسنالفولامآمار
921شوت‌ها
67شوت از داخل محوطه
314شوت از پشت محوطه
74شوت در چارچوب
521501تعداد پاس
7981درصد صحت پاس
917سانتر
23پاس عمقی
55میانگین توالی پاس
5149مالکیت
554نرخ تبدیل شوت به گل
چپ(44)

راست(40)

درصد بیشترین منطقه شروع حمله

حال بیایید کمی از آمارهای ریاضی فاصله گرفته و به تحلیل جریان بازی و حربه‌های دو سرمربی بپردازیم..

اونای امری:

بازی قبلی آرسنال با واتفورد که امری تلفیقی از 1-3-2-4 و 2-4-4 لوزی را برای تیمش درنظرگرفته‌بود،به‌خوبی کمبود مهره توپچی‌ها را آشکار ساخت،به‌زبان ساده‌تر،آرسنال برای سیستم 1-3-2-4 وینگر کلاسیکی نداشت و برای 2-4-4 لوزی، ترکیب نامتوازنی داشت.با مصدومیت اوزیل،گزینه 2-4-4 لوزی به‌طور کامل از روی میز برداشته‌شد و آرسنال باید به سیستم وینگر محور روی می‌آورد،اما هردوی مخیتاریان و ایووبی(دو وینگر در دسترس آرسنال)،نه کلاسیک هستند واز طرفی هر دو بیشتر در سمت راست به‌کار گرفته شده‌اند!اینجا امری، "نیمه پر لیوان کمبود مهره" را دید،برای استفاده از سرعت ایووبی و مهارت او در زوج‌سازی،ولبک را به‌عنوان مهاجم کاذب به او نزدیکتر کرد و از طرفی،با توجه به نمایش‌های درخشان مخیتاریان در پست ده،او را به وینگر عرض‌دهنده تبدیل کرد،وینگری که کمتر در کناره‌ها حضور دارد(مگر در زمان حضور مهاجم کاذب و فولبک و یا زمان دفاع) و بیشتر پشت مهاجم هدف،آماده استفاده از عرض محوطه یا باز کردن این فضاست.این کار یک قمار بسیار خطرناک بود،زیرا اولا جلو یا ضلع سمت راست خط هافبک ژاکا - توریرا ،به گپی بزرگ تبدیل می‌شد،ثانیا این خط هافبک به‌راحتی دور زده می‌شد،اما کیست که نداند هیچ سیستمی بدون ریسک و ایراد نیست!

ژوکانوویچ:

سرمربی صرب فولام،دو برنامه اصلی را در خط حمله و بازی واکنشی خود پیگیری می‌کرد.برنامه اول پرس سنگین 7 نفره در زمین آرسنال و با حمایت راس وسط مثلث دفاعی(ریم) برای باز پس گیری توپ و برنامه دوم استفاده از آرایش‌های متنوع مثلث ویتو - میتروویچ - شورله در خط حمله بود که به ترتیب دارای توانایی بالا در ارسال پاس گل،گلزنی و شوتزنی بودند،این آرایش افراطی اما باعث ایجاد گپ بزرگ میان خط هافبک و خط دفاعی فولام شد،گپی که مخیتاریان،ایووبی و حتی رمزی به کرات از آن استفاده کردند.

البته از عملکرد عالی خط دفاعی آرسنال هم نباید گذشت،خط دفاعی که میتروویچ با آمار 25 گل در 33 بازی گذشته را،به‌خوبی مهار کرد.

برنامه‌ها و نقاط ضعف و قوت دو تیم در جریان بازی:

یکی از ضعف‌های مشهود لوکاس توریرا در بازی مقابل واتفورد،عدم درک درست از توانایی سرزنی پایین آرسنال در نبردهای هوایی و نتیجتا،پوشش اشتباه فضای جلو و علی الخصوص پشت خط دفاعی بود که در معدود صحنه‌های این بازی،این ضعف را برطرف کرد.آرسنال در نرخ موفقیت در نبردهای هوایی، تیم چهاردهم لیگ جزیره محسوب می‌شود!

در این صحنه پیش‌بینی درست توریرا از احتمال شکست بیرین در سرزنی و رسیدن توپ به میتروویچ یا فضای جلوی محوطه‌جریمه، مشهود است.

2-اهمیت لینک درست ژاکا و توریرا در سیستم جدید آرسنال:

در سیستم پایه 2-2-2-4 آرسنال،پرس خط هافبک،به‌جای محوریت با یک نوک اصلی و ثابت(پست دهی که رمزی یا اوزیل می‌توانست باشد)،با دو نوک اصلی(ایووبی،مخیتاریان یا ولبک) و یک نوک کاذب(ولبک یا ایووبی) به پرس می‌پرداخت.در سیستم مورد بحث،با توجه به جابجایی همیشگی رئوس جلوی خط هافبک،لینک درست ژاکا و توریرا،دارای بیشترین اهمیت است و البته بعد از آن،پرس منطقه‌ای درست توسط وینگر و مهاجم،زیرا سیستم‌های دو هافبکه در میانه زمین،بیشترین استعداد را برای دور زده‌شدن داراست.

3-پرس افراطی فولام در زمین آرسنال:

این پرس،برنامه‌ای بود که آرسنال احتمالا برای آن نقشه داشت.فولام 7 نفر در زمین آرسنال،سعی در محدود کردن گزینه‌های پاس پاس‌دهندگان و توپگیری برای مثلث خطرناکش داشت،آرسنال اما سعی داشت با ایجاد مثلث‌ها و زوج‌های متنوع ژاکا - مونریال - ایووبی یا مونریال - ولبک - ایووبی، در کانال چپ فولام برتری عددی به‌وجود آورد و با فراهم کردن گپ،در مواردی در عرض با مخیتاریان دروازه بتینلی را تهدید کند.طبیعتا با این سبک پرس از فولام،آرسنال با خنثی شدن نقشه‌اش در کناره‌ها،منزوی‌تر از قبل می‌شد،اما امری در دقایق نخست بازی،با بازیخوانی درست و پیش‌بینی این سبک پرس،ایووبی را به گپ میان 7 نفر یار پرس‌کننده فولان و مثلث دفاعی این تیم هدایت کرد تا خلق موقعیت برای وینگرهای تیمش راحت شود.البته تصمیمات درست 6 نفر عقب زمین آرسنال در این بازی واکنشی،بسسیار حائز اهمیت بود که برای مثال،بیرین در این صحنه،با پاس اشتباه،فولام را در موقعیت گل قرار داد!

5- ولبک،اصلی‌ترین مهره امری:

در آرایش 2-4-4 پایه‌ای که مشاهده می‌کنید،ولبک نوک کاذب پرس آرسنال،البته در زمان دفاع است،نوکی که مکان مشخصی ندارد،در زمان پرس به بازیکن صاحب توپ نزدیک می‌شود و تنها فضا را پوشش می‌دهد و در زمان تهاجم،همان‌گونه که گفتیم،به وینگرهای آرسنال و عمدتا ایووبی نزدیک می‌شود،در معدود صحنه‌هایی هم مانند گل دوم آرسنال،نقش 9 کاذب برای لاکازت را ایفا می‌کند.در نگاه اول،ولبک توپگیر اصلی به‌نظر می‌رسد،در حالی که با توجه به خصوصیات بازیکنان،واضح است که توریرا برای توپگیری از حلقه پرس جدا خواهد شد.

6- نقطه ضعف اصلی سیستم آرسنال:

هیچ سیستمی بدون نقطه‌ضعف نیست!اصلی‌ترین نقطه‌ضعف سیستم‌های 2 مهاجمه، اجازه‌دادن به حریف برای ایجاد برتری عددی در حملات سریع است،به این صورت که اگر حلقه پرس دو نفره مهاجمان و در درجه دوم وینگرها،شکست بخورد،حریف به‌راحتی مدافعان را با بیش از یک گزینه برای دفاع مواجه خواهدکرد.

در این صحنه،رد شدن ویتو از جبهه اول و دوم پرس مشهود است و به‌دلیل عدم پوشش درست سسنیون توسط وینگر آرسنال(نقشی که ولبک در سیستم جدید اما به‌عنوان مهاجم اشغال کرده‌است)،بین یارگیری با سسنیون و شورله،مردد می‌ماند و نتیجتا این گپ به‌وجود می‌آید.

7-تمرکز آرسنال روی سمت چپ:

قبلا تمرکز آرسنال روی سمت چپ خود و راست فولام را ذکر کرده‌بودیم،این تمرکز چگونه صورت می‌گرفت؟به 4 صورت:

  1. مثلث ژاکا،ایووبی،مونریال
  2. مثلث ولبک،ایووبی،مونریال
  3. زوج ولبک،ایووبی با راس لاکازت
  4. -زوج ایووبی،مونریال

قطعا قبول دارید که این تنوع بالا،یک بازی و آنتی تاکتیک واکنشی را برای خنثی‌شدن می‌طلبد،کاری که فولام هرگز انجام نداد و امری خصوصا روی گل سوم به‌بعد،حداکثر استفاده را از آن برد.یکی از حربه‌های ساده برای  کنترل این اصرار 44 درصدی روی سمت چپ،نزدیکتر کردن یکی از 3 مدافع وسط فولام به وینگ‌بک و به‌صورت کلی جمع‌تر بازی کردن دفاع فولام به سمت چپ و با در نظر گرفتن احتمال ضعیف حمله مخیتاریان از سمت راست بود،کاری که باز هم از فولام مشاهده نشد!در2 صحنه،به‌خوبی ضعف راس میانی مثلث دفاعی فولام در جمع‌تر نکردن خط دفاعی و تسهیل کار ژاکا در ایجاد یک مثلث برای صاحب توپ کردن ایووبی،در پشت خط دفاعی مشاهده می‌کنید.مثلثی از آرسنال که حتی باعث آزاد شدن لاکازت در عمق هم شد!

8-ضعف طبیعی خط هافبک دونفره آرسنال:

عمده‌ترین ضعف خط هافبک‌های دونفره،ایجاد گپ جلوی محوطه‌جریمه یا در عمق خط دفاع است،در خط هافبک‌های مثلثی،به‌دلیل وجود یک نوک ثابت در زمان دفاع یا پرس،یک یا دو بازیکن عقب خط هافبک(بسته به سیستم)محبور به جلو آمدن یا عقب رفتن بیش‌ازحد نمی‌شوند،در سیستم‌های دو هافبکه اما،داستان چیز دیگری است.اگر یکی از اجزای خط هافبک،به سمت پوشش فضای جلوی خط دفاع حرکت کند،تیم از عمق ضربه خواهد‌دید،اگر به‌سمت عمق عقب‌نشینی کند،فضای جلوی محوطه خالی خواهد ماند.پوشش چنین ضعفی بدون شرکت درست وینگرها و مهاجم‌ها در ضدحملات،ممکن نخواهدبود.

تصور کنید در چنین ضدحمله خطرناکی،خط هافبک آرسنال به‌جای دونفره بودن،سه‌نفره میبود،در بدترین حالت،حتی اگر توپگیری از جانب این خط انجام نمی‌شد،توریرا اجازه تبدیل hot ball به یک خلق‌موقعیت را نمی‌داد و تایم لازم برای رسیدن توپ به محوطه،این‌چنین کوتاه نمی‌شد.در حالی‌که در صحنه پیش‌رو،توریرا به‌خاطر جلو آمدن به‌سمت فضای پشت محوطه،از بلاک توپ ناتوان است.

حال شاید مشکل را از جانب توریرا فرض کنید،اما حتی اگر توریرا در جای خود نیز حضور داشت،این اتفاق می‌افتاد.

9-چرا مخیتاریان به‌صورت متمرکز در پست وینگر قرارداده‌نشد؟

اصلی‌ترین وظیفه یک وینگر کلاسیک در زمان دفاع،پوشش کناره نزدیک یا مایل به وسط،برای جلوگیری از دور خوردن خط‌هافبک نزدیک به خط‌دفاع است،در حالی‌که در صحنه مقابل،مخیتاریان،با آزاد کردن یار خود،سه گزینه برای خلق موقعیت خطرناک او را،آزاد گذاشته‌است!شاید این یکی از دلایلی باشد که اونای امری با وجود علم به توانایی‌های بالای مخیتاریان در خط‌حمله،هرگز از او به‌عنوان یک وینگر صرف استفاده نمی‌کند.

10-گل اول آرسنال:

به شروع حرکت منجر به گل می‌پردازیم.در صحنه اول همان گپی که ناشی از پرس افراطی است،مشهود است،مخیتاریان به‌عنوان مهره پشت‌مهاجم(نه یک وینگر صرف)در این فضا قرار می‌گیرد و ایووبی نیز از فضای وینگ‌بک راست جلوگشیده فولام،نهایت استفاده را کرده و آماده زدن به عمق است.

حالا صحنه اصلی،وینگ بکی که به‌خاطر پرس از دفاع جا مانده‌است،اصرار آرسنال روی حمله از کانال چپ با ایجاد برتری عددی و گزینه پاس‌های بالای ایووبی که یکی از آن‌ها لاکازت،مونریال و دیگری استفاده از پشت محوطه با بازیکن پشت مهاجم( مخیتاریان ) است که انتخاب یار نیجریه‌ای،مونریال است.

چیزی که هر تیمی به‌دنبال آن است.گزینه‌های بالای خلق‌موقعیت و گل حتمی در محوطه‌جریمه،توپی که نمی‌توانست گل نشود و لاکازت 5 گزینه برای گل‌زدن داشت.

11- چرا آرسنال روی سمت راست،آن‌چنان تمرکز نکرد؟

1-مخیتاریان برخلاف ایووبی،یک وینگر کلاسیک نیست(البته ایووبی هم وینگر کلاسیک شاخصی نیست) و بیشتر می‌تواند یک پست ده باشد.

2-بیرین نسبت به مونریال،مهارت کمتری در ارسال پاس کلیدی دارد.

3-توریرا مانند ژاکا نمی‌تواند به حملات اضافه شود،چون نه کارایی لازم را داراست و هم این‌که در صورت اضافه شدن،گپ بزرگی جلوی خط دفاعی به‌وجود خواهد‌آورد.

4-به‌دلیل تمایل کمتر مونریال نسبت به بیرین برای پوشش،نتیجتا ژاکا و توریرا مجبور به متمایل شدن به چپ و راست می‌شوند و در صورت طرح‌ریزی ضدحمله از جانب حریف از مرکز،خط‌دفاعی آرسنال آسیب پذیر خواهد بود.

با این حال معدود حملات آرسنال از سمت راست نیز می‌توانست خطرناک باشد البته به‌شرط تصمیمات درست بیرین.

12-جلو آمدن حلقه پرس آرسنال بعد از گل:

کاری که آرسنال بعد از گل‌های بعدی‌اش نیز تکرار کرد.نقشه آرسنال به نتیجه رسیده‌بود و با توجه به ضعف‌های ذکرشده در کار دفاع،امری مایل بود تاروی خط‌دفاعی‌اش "قمار" نکند،پس آرسنال چند ضلعی پرس خود را جلوتر آورد تا باز هم با کشاندن توپ،عمدتا به کانال چپ،کار فولام را تمام کند که البته در صحنه مقابل تا آستانه گلزنی پیش‌رفت اما موفق نشد.نکته جالب،جدا شدن همیشگی توریرا از چندضلعی پرس است که شاید تنها بازیکن با مهارت بالای آرسنال در توپگیری باشد.

13- گل اول فولام:

بالاخره نقشه پر خطر فولام( پرس 7 نفره) جواب داد و با محدود کردن گزینه‌های پاس مونریال،توپگیری انجام شد و همان نکته‌ای که در مورد تنوع نقشه‌های مثلث میتروویچ،ویتو،شورله و توانایی بالای ویتو در ارسال پاس گل،ذکر کرده‌بودیم،عملی شد.

اما نکته اصلی در وضعیت قرارگیری توریرا بود،قرارگیری که کاملا درست بود،توریرا به پوشش فضای جلوی خط هافبک پرداخت و در فرار ویتو جا ماند(ضعف خط هافبک 2 نفره)،نتیجتا هولدینگ به پوشش فضای احتمالی بلاک توپ پرداخت و عمق باز شد!هر سیستمی نقطه‌ضعف‌هایی دارد،نقطه‌ضعفی که شاید در ادامه لیگ،آرسنال را بیشتر اذیت کند.

البته که اگر هولدینگ مانند توریرا در زمان پاس مونریال،به جلوتر می‌آمد،این گل به‌ثمر نمی‌رسید،شاید پارامتری به‌اسم بازی‌خوانی،هولدینگی که بازی با واتفورد،بهترین بازیکن تیمش بود.

14-گل دوم آرسنال:

این گل شاید تنها حاصل استفاده درست امری از دنی ولبک باشد! اجرای سه نقشه همزمان با هم. ولبک به‌عنوان یک نوک کاذب برای آزاد کردن ایووبی  در عمق و لاکازت بین اضلاع مثلث دفاعی فولام،به‌خوبی نقش خود را انجام داد و از طرف دیگر،مدافع ضلع سمت چپ مثلث دفاعی فولام،با آگاهی از توانایی بالای مخیتاریان در استفاده از عرض و فضای پشت لاکازت،به‌خاطر مهار یار ارمنی توپچی‌ها،به لاکازت نزدیک نمی‌شود و لاکازت از همین فضا شوتزنی می‌کند.

15-تغییر سیستم فولام به 1-3-2-4در زمان انتقال:

با ورود کامارا به زمین،فولام سیستم پایه‌اش را به 1-3-2-4 کلاسیک تغییر داد،سیستمی که بر پایه استفاده از گپ جلوی توریرا و ژاکا با استفاده از پست دهی به‌نام ویتو بود.البته در صورت رد شدن از این گپ یا ورود مخیتاریان به این فضا،سسنیون با فرار از چپ(جایی که مخیتاریان ترک می‌کرد)سیستم تیمش را به 2-2-1-2-3 یا همان حالت افراطی 2-4-4 لوزی تبدیل می‌کرد.

البته برنامه اصلی همان حفره‌ای بود که به‌راحتی 4 بازیکن جلوی زمین فولام را،صاحب موقعیت می‌کرد.

چیزی که در سیستم جدید فولام مشهود است،در حالت تهاجم و بعد از دور زدن خط هافبک،وینگرهای این تیم از وینگر-مهاجم،به وینگرهایی که تنها وظیفه خلق موقعیت برای دو مهاجم تیمشان را داشتند،تبدیل شدند.

16-اصرار امری به سیستم اولیه خود:

اصرار یا قمار؟

با تغییر سیستم فولام،ضعف خط هافبک آرسنال،بیش از پیش نمایان شد،امری اما به حرکتی عجیب و هوشمندانه روی آورد،با آگاهی از بازی واکنشی ضعیف فولام،باز هم حریفش را غافلگیر کرد!او باز هم چند ضلعی پرس تیمش را به‌طور افراطی جلوتر آورد.این کار برایتان آشنا بود؟طبیعی است چون همین کار را بعد از گل اول لاکازت انجام داده‌بود!حربه‌ای که به‌راحتی،شورله و ویتو را از دسترس خط‌هافبک خارج کرد، تا تغذیه سسنیون،کامارا و میتروویچ،سخت‌تر شود.

17-گل سوم آرسنال:

امری نه‌تنها نقشه ثانویه فولام را خنثی کرد،بلکه از این نقشه علیه حریفش نیز استفاده کرد.به‌یاد دارید که پلنB فولام،استفاده از گپ پشت مخیتاریان بود،اما این جلو کشیدن افراطی فولبک سمت چپ،در صورت لو دادن توپ،سری یا ویتو را وادار به حمایت می‌کرد و باعث ایجاد یک حفره وسیع،بین خط دفاعی و خط هافبک فولام می‌شد.

حالا لاکازت با یک فرار هوشمندانه به سمت محوطه خودی،مدافع میانی فولام را از خط دفاعی جدا می‌کند و با پاسکاری‌های متعدد،رمزی در همان فضای خالی محبوب هافبک‌های آرسنال قرار می‌گیرد و آماده تغذیه مخیتاریان در پشت مهاجم اصلی - اوبامیانگ(مخیتاریان با ورود رمزی به‌جای ایووبی،به کناره سمت چپ متمایل به‌وسط رفت) می‌شود،مخیتاریانی که باز هم آمادده استفاده از عرض برای تغذیه مهاجم،در عمق بود.

صحنه ارسال پاس گل،در واقع پلن مورد علاقه اونای امری در سیستم 2-4-4 لوزی گذشته خود بود.مخیتاریان آماده استفاده از فضای پشت مهاجم(در بازی‌های گذشته،اوزیل به‌جای مخیتاریان)رمزی یک مهاجم کاذب(در این صحنه بیرین نیز اضافه شده‌است) و نوک اصلی که قرار است از عقب به‌سمت محوطه یورش ببرد(لاکازت)در واقع،رمزی و بیرین،تنها وظیفه دارند،فضا را برای لاکازت از وجود مدافعین،پاکسازی کنند(حرکت بدون توپ)

البته رمزی پلن B را انتخاب کرد و خود در نقش مهاجم ظاهر شد.

18-گل چهارم آرسنال:

ناکارآمدی مثلث ویتو - مک دونالد - سری در پوشش مخیتاریان،باعث آزادی عمل او در عرض دادن به بازی و صاحب‌توپ کردن بیرین شد.

حالا با جا ماندن کامل خط هافبک فولام،اودوی(یکی از مدافعین مرکزی)،مجبور به یارگیری با مخیتاریان می‌شود و نتیجتا اوبامیانگ آزاد و اقدام به چرخش و شوت‌زنی می‌کند.

19-گل پنجم آرسنال:

بعد از گل سوم، آرسنال مشخصا روی بازی واکنشی ضعیف تیم فولام حساب باز کرد.امری با ورود گئوندوزی،سیستم تیمش را برای متراکم‌تر در میانه زمین،به 1-5-4 تغییر داد،سیستمی که فولام می‌توانست به‌راحتی منزوی کند،با یک لوزی با ضلع جلوی کوچک‌تر و ضلع عقب بزرگتر و حمایت پست 9 برای کم کردن گزینه‌های پاس و حمایت پست 6 برای جلوگیری از دور خوردن لوزی.فولام اما کاملا برعکس عمل کرد و به آرسنال اجازه داد با تعویض درستش،بازهم آن‌ها را غافلگیر کنند!

خلاصه بازی: