طرفداری-
نیک رایت یادداشت خودش را اینگونه آغاز کرده بود: هواداران توپچیهای لندن آواز سر میدادند که «دوباره آرسنالمان را داریم!». زیبا بود، مو برتن ما راست شده بود، نه شاید کمتر کسی تصور می کرد که امری توپچی هارا دگرگون کند. می دانستیم که نشستن بر روی نیمکت آرسنال آسان نیست، تیمی که بارها جان گرفته و همان اندازه مرگ را تجربه کرده. افسانه ای که بارها زیبا نشان داده و گاهی ترسناک. رهبری چون ونگر داشته که روزگاری تمامی دنیا رنگ و بوی دیگری گرفت اما او به صندلی اش وفادار و ماندگار بود. با این وصف که این آرسنال لیگ قهرمانان را از کف داده، آخرین باری که بر بام جزیره ایستادند حدود شانزده سال سپری شده و طرفدارانش سختی های زیادی را به جان خریده اند. زمستانی طولانی را چشیدند، نه باورمان نمی شد که اونای به این زودی برایمان شهرزادقصه گویی باشد که با خواندنش تمامی لذت ها را حس کنیم..
او با تیمش، همه را محو خود کرد، همه و همه، از بزرگان تا طرفداران و دشمن هایی که شمشیرشان به آسمان ها رفته است. برای ستایش از امری کافیست به پیروزی های پیاپی اش دل بست، به انتظارت طولانی، برای موج طوفانی بازی های آینده، برای دل سپردن به سربازانش، به آن میانه زمین تا مهاجمانی که جان گرفته اند، همان هایی که توپ ها را یکی پس از دیگری روانه دروازه ها کرده اند. همان طور که در نیمه دوم پشت سرهم دروازه فولام را در کریون کاتج باز می کرد و شعار طرفداران که به این معنا بود که زندگی ادامه دارد و آن ها ارسنال خود را یافته اند، آرسنان خودِ، خودِ، خودشان.
نُه پیروزی پیاپی و تنها دو امتیاز تا صدر جدول، فوتبال تک ضرب آن ها لذت بخش بود، پاس های بی اشتباه، بیست و نُه گل در طول یازده بازی، توریرا اروگوئه ای که کمتر کسی تصور می کرد این چنین جواب بهای امری را بدهد و روز به روز ترسناک تر می شود. با این وصف که سازمان تدافعی آن ها شبیه آن فاز هجومی نیست، نگران کننده هستند و این را می توان به تعداد کلین شیت ها، پاس های اشتباه مدافعان که نوعی خودکشی بود حس کرد.
امری و آرسنال یعنی تحمل هزاران نیش و کنایه، امری به روز های خوش می اندیشید و توپچی ها از داستان گذشته را مرور می کردند، حال این دو به هم رسیدند، همه به ستایش آن ها پرداختند. آن ها بازتابنده "سخت جان بودن " هستند. یادمان نرفته امری وداعش آمیخته به خونسردی توام با بی مهری پاریسی ها بود، اگرچه آن تیم با آن بزرگان به قهرمانی فکر می کردند اما نمی توان از بارسلونایی گذر کرد که آن معجزه فقط از دست آن ها بر می آمد یا فصل بعدش شکست مقابل رئال که نیازی به توصیف نیست، تیمی که با جام اروپایی ازدواج کرده است.
آیا زمان برای باور کردن امری رسیده؟ آیا عصری جدید آرسنال آغاز شده؟ آیا میتوان به جام دل بست ؟و علامت سوال هایی که در این اوج هیاهو و توام از افتخار در ذهن ها جاری است. با این حال زخم پذیری در ستاره ها ندیده ایم، اما جدال با بزرگان، امری و آرسنال شانه به شانه جلو رفته بودند، هم خطرآفرین بودند هم زخم پذیر، هم تهدید کننده بودند هم شکننده، هم خوب هم بد، این را از دو بازی اول می توان خواند. آیا فرصت تلافی رسیده؟ و شلاق شان برای رقیبان به آسمان رفته؟ این شما و این امری و آرسنال برای یک عصری نو.
نویسنده؛ ابوالفضل کریم آبادی


