دعوا متاسفانه زیاد بوده
- یکیشو میگم
- یه سری رفته بودیم قهوه خونه 10-12نفر بودیم برگشتنه رفتیم خونه یکی از رفیقامون
- یکی از بچه ها شماره یه دختر خراب رو داد گفت همه بهش اس بدین از شانس بد من فقط جواب منو داد
- گفت دنبال چی ای گفتم سکس گفت اس نده برات بد میشه منم ریدم بهش ده دقیقه بعد یکی زنگ زد یه پسر گفت خوبی گفتم نوکرم یهو فحش ناموس داد قطع کرد
- گوشی رو برداشتم هرچی زنگ زدم اس دادم فحش دادم جواب نداد آدرس خونمون رو دادم گفتم خایه داری بیا دم در نیومد خلاصه بعد دوساعت جواب داد گفت بیا زیر پل عابر پیاده تو محلمون
- قرار فردا شب ساعت 9بود گفت من تنها میام گفتم منم تنها میام
- فردا داشتم میرفتم چندتا تا از رفیقام دیدم گفتن کجا میری گفتم اینجوری شده گفتن کصخلی تنها میری؟ خلاصه رفتیم مغازه رفیقمون گاز و باتوم و چاقو و قمه برداشتیم
- 5نفر بودیم رفتیم سر قرار دیدم یه پسر تنها نشسته زیر پل پشتش پارک بود رفتیم تا وسط خیابون دیدم 6-7نفر از لا بوته ها یا قمه ریختن بیرون گفتیم عیب نداره میرنیمشون یه کم دیگه رفتیم جلو دیدیم 20-30نفر از لا بوته ها با قمه ریختن بیرون
- ما رو میگی دنده عقب همونو برگشتیم??رو کردیم تو پارکمون سوت زدیم هیشکی نبود از شانس بدمون تو پارک زمستون بود خلاصه فرار کردیم
- یارو زنگ زد خندید گفتم بیا محلمون خایه داری گفت الان میاییم
- ما هم گوشی رو برداشتیم به هرکی میشناختیم زنگ زدیم 4-5تا ماشین شدیم با حدود ده تا موتور
- یارو اومد رد شد با موتور دید ما زیادیم خایه کرد نیومد گفت بیا محل بی طرف رفتیم اونجا بازم نیومد داشتیم میریختیم تو پارکشون یکی زنگ زد یکی از رفیقامون
- گنده محلشون بود اومد معذرت خواهی گفت من معذرت میخوام ازتون رفیقم هم منو کشید کنار گفت این خیلی خره آدم جمع کنه ده تا مینیبوس میشن حالا که اومده معذرت خواهی توام کوتاه بیا
- ما هم دیدیم اینجوریه گفتیم باشه زنگ زدم پسره گفتم بی ناموس دیگه از این گه ها نخوری پسره هم گوشی رو داد به این گنده محلشون یارو گفت داداش من که معذرت خواهی کردم گفتم حله منم
- بعد دعوا یه سه چهار تا ون پلیس ریخت تو منطقه ببینه کیا مسبب دعوا بودن که پخش شدیم
- این قضیه واسه سه چهار سال پیشه 23سالم بود
- این بود داستان ما
- از این داستانا زیاده تو قسمت های بعدی ایشالا براتون میگم??


