- آقا یه سری چند نفر بودیم رفتیم تو یه میوه فروشی به یه یارو گفتیم یه هندونه بده تو مغازه آنقدر کیرش کردیم گفت بهتون نمیدم اصلا
- ما هم بهمون برخورد فرداش رفتیم مغزش زدیم زیر بساط گوجه و میوه هاش با لغد مغد
- مغازشو ریختیم به هم
- فردای اون روز داشتیم رو میشدیم یکی از رفیقمون که روز قبل با ما نیومده بود مغازه یارو رو به هم بریزیم باهامون بود
- داشتیم رد میشدیم دیدیم میوه فروشه با چند نفر کمین کردن یارو سر هر کوچه چند نفر کمین کرده گذاشته بود
- آقا ما برگشتیم راه قبلیمون رو دوییدیم
- این رفیقمون که اون روز باهامون نبود مستقیم دیوید آقا سره کوچه بعدی خفتش کردن
- آقا اینو گرفتن مثل سگ زدن ما هم جلو نمیرفتم از دور داشتیم میدید یم میخندیدیم
- نمیدونم چرا فقط بعدش باهامون قهر کرد کصخل بی جنبه??
??خاطره دعوای من قسمت سوم??
۲۶۹ بازدیدجمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷ - ۱۶:۱۷
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.


