طرفداری- پائولو مالدینی، کاپیتان افسانه‌ای باشگاه میلان، در بخشی از مصاحبه خود با خبرنگاران که در مراسم Festival dello Sport، انجام شد، به سوالات جذابی پاسخ داده است.

در ابتدا مهاجم بودم و توپ فوتبال را دوست داشتم. فکر می کنم در ژن های ما علاقه به فوتبال وجود دارد. من هرگز به خاطر افتخارات شخصی، قید افتخارات تیمی را نزدم. فوتبال ورزش تیمی است و باید با تیم پیروز شوید. از دوران بازیگری‌ای که داشتم، راضی‌ام. قدمت خانواده من، به پیراهن میلان وابسته است و این موضوع حتی به سال 1950 بر می گردد. وقتی فوتبال را تمام کردم، پسرم در آکادمی میلان کارش را آغاز کرده بود. 

وقتی به دنیا آمدم، پدرم با فوتبال خداحافظی کرده بود. تمام داستان هایش را شنیده‌ام و وقتی تمام نظرات و حرف ها را می شنیدم، فشار را احساس می کردم. هرچه از پدرم یاد گرفتم، به فرزندانم گفته‌ام. فوتبال ورزشی حرفه‌ای است و باید درست رفتار کرد. چه در داخل زمین و چه بیرون از زمین. یک بازیکن در زمین هرچه باشد، بیرون از زمین هم همان است. امیدوارم به عنوان یک انسان خوب در یادها بمانم. 

یک بار به یاد دارم در مراسم اهدای جوایز،  کلیپی از تکل خشن من روی دیگو مارادونا را نشان می دادند. به نظرم آمد کمی سرسخت رفتار کرده‌ام بنابراین پیش او رفتم و عذرخواهی کردم. آریگو ساکی؟ او برای ما بسیار ارزشمند بود. بسیار هم جاه طلب بود و ایده هایش تمامی نداشت. تقریبا دیوانه تکامل در فوتبال بود. کاپلو با ساکی فرق داشت. او هم مربی بزرگی بود. در فینال لیگ قهرمانان 1994 مقابل بارسلونا، در رختکن به ما گفت «بروید بازی کنید و پیروزی از آنِ ماست.»

 

افسانه ای به نام پائولو مالدینی

در واقع نیلس لیدهولم بود که به من یاد داد چگونه فوتبال بازی کنم. به نظرم او آغازگر عصر طلایی روسونری بود. آنچلوتی؟ زیر نظر او هم همه چیز عالی بود. او هم تیمی، دوست و مربی بزرگی بود. به نظرم کارلتو در ناپولی هم بسیار موفق خواهد بود. او همین حالا هم با ایجاد تغییراتی در همشیک و اینسینیه، امضایش را زده است. گتوزو؟ باید ببینیم او چه کار خواهد کرد. او حس تعلق خاطر زیادی به میلان دارد و این دقیقا همان چیزی است که من و لئوناردو سعی کردیم طی چند ماه گذشته به میلان تزریق کنیم.

از لحاظ تاکتیکی، رینو پیشرفت زیادی کرده، به همین دلیل اعتماد زیادی به او داریم. رینو به قدری شجاع بود که به میلان بیاید و هدایت تیم را بر عهده بگیرد. گتوزو می داند چه کار می کند، چطور با بازیکنان کنار بیاید و رابطه اش با باشگاه را حفظ کند. شاید در کنار باخت در فینال جام جهانی 1994 به برزیل، فینال استانبول بدترین خاطره من از فوتبال باشد. فوتبال چیزهایی به شما می دهد و در ازای آن، چیزهایی می گیرد. در پایان باید همه چیز را پذیرفت، مخصوصا که نهایت تلاش خود را کرده باشید. اینکه می گویند ما پس از 3-0 عقب نشینی کردیم، صحیح نیست.

روحیه تیم حتی با یک اتفاق کوچک هم عوض می شود. در سال 2006 من از حضور در جام جهانی خودداری کردم و قهرمان شدیم. به نظرم سرنوشت اینگونه بود. با این حال هنوز هم زمان فوق العاده ای را سپری کردم. با این حال دوست دارم دوباره بازی مقابل کره جنوبی در جام جهانی 2002 را انجام بدهم. من معمولا از دست داوران عصبانی نمی شوم، اما آن روز غیرممکن بود که عصبانی نشوم.