سالها پیش کشوری به نام وستروس وجود داشت این کشور همسایه ای به نام وينترفل داشت که بعضی ها در دربار وستروس  عاشق این کشور بودن به خاطر خدایان وينترفل مردم وينترفل هر سال ميمومدن برای عشق و حال وستروس چون هزینه خوشگذرانی در وستروس ارزان بود بر عکس مردم وستروس به کمک پولهای زیاد بعضی از درباریان وستروش هر سال به کشور وينترفل سفر میکردن برای پرستش خدایان وينترقل و از این طریق پول خوبی نصیب دولت و مردم وينترفل میشد  در شهر های وينترفل در این ایام کاروانسراها ی سیاری درست میشد که پولش رو دربار وشوروی میداد ولی همه فکر میکردن خود وينترفل داره پول این کاروانسراها رو میده