آنخل مارتین کوریا مارتینز ؛
- متولد 9 مارس 1995 در یک خانواده پرجمعیت 10 نفری در جرم خیزترین نقطه کشور آرژانتین لاس فلورس روزاریو، از همان ابتدا زندگی برای او شمشیر را از رو بسته بود. ابتدا پدرش و چند سال بعد برادر بزرگش را از دست داد. فقر و خشونت بخشی از زندگی روزمره آنخل بود، خانواده آنها روزها و شبهای زیادی را بدون غذا سپری میکردند بیرون از خانه چیزی جز اعتیاد، مخدر و الکل انتظار آنخل را نمی کشید مردم لاس فلورس زندگی نکبت بار و دردناک خود را با مخدر و الکل تسکین میدادند، ذات و اصالت آنخل همانند یک فرشته بود او در آن سیاهی و منجلاب خود را پاک نگه داشت.
- فوتبال تنها تسکین درد ها و آرزوی او بود از 5 سالگی دیوانه وار عاشق روزاریو سنترال بود در بدنش خالکوبی این تیم نیز دیده میشود اما هرگز نتوانست در آن زمان برای این تیم بازی کند، به کمک یکی از دوستان پدرش راهی زادگاه مادرش بوئینس آیرس شد و در تست های تیم سن لورنزو شرکت کرد و پذیرفته شد. گویی کمی زندگی برای آنخل روی خوش نشان داده بود، سال 2013 میتوان گفت بهترین سال او بود توسط پیتزی به تیم اول سن لورنزو دعوت شد و اولین بازی رسمی خود برای این تیم را برابر نیوولز انجام داد، سال 2014 با روی کار آمدن بائوزا و مصدمیت هکتور ویالبا، آنخل به یک مهره ارزشمند و اصلی سن لورنزو بدل شد.
- بازی های درخشان او در لیبرتادورس و قهرمانی با این تیم برای او یک سکوی پرتاب شد. اتلتیکومادرید مشتری او شد،آنخل بسیار خوشحال به مادرید رفت. اما باز هم برایش تلخ بود در تست های پزشکی مشخص شد که یک تومور در قلب او وجود دارد اما خوشبختانه خوش خیم بود، اتلتیکو تمام هزینه های درمان فرشته را قبول کرد چون به او اعتقاد داشتند، عمل جراحی او با موفقیت انجام شد و او نزدیک به 7 ماه از میادین دور بود، آنخل پشتکار و اراده قوی داشت و با تلاش فراوان فصل به فصل جایگاه خودش را در روخی بلانکوس محکم تر میکرد.
- زندگی واقعا داشت برای او خوب پیش میرفت که باز هم اتفاق سیاه دیگری از راه رسید او دو سال پیش برادر دیگرش را از دست داد، و یک ضربه روحی و روانی دیگر را متحمل شد. بیراه نیست اگر بگوییم او مسی اتلتیکومادرید خواهد بود. لیونلی که بارسا او را از مرگ نجات داد و او با گلها و درخشش هایش بارسا را، این داستان برای کوریا هم نوشته شده است اگر چه او از بازیکنان نسل جدید است، ولی اصالتش فرق دارد او کسی نیست که نمک بخورد نمکدان بشکند اسمش مشخص است آنخل، یک فرشته.
- اتلتی حالا برای او بیشتر از یک تیم است اکنون مانند یک خانواده هستند، دیر نیست آن روز مانند یک ستاره که پر نورتر از بقیه در آسمان میدرخشد آنخل هم در خانواده بزرگ اتلتیکو پر نورتر بدرخشد.
- جواهر روخی بلانکوس در بازیهایی که برای تیم به میدان رفته 27 گل و 26 پاس گل داده است گل ها و پاس هایی که سه امتیاز های زیاد و حساسی را برای تیم به ارمغان آورده، یک تعویض طلایی و همیشه آماده برای تیم و مربی که هر موقع به کمکش نیاز بود رو سفید و دست پر از میدان خارج شد.
- هر چقدر که فوتبال و توانایی های فنی جواهر اتلتی بالا باشد شخصیت او بالاتر است همین چند وقت پیش بود که گفت با نیمکت نشینی مشکلی ندارم و این تصمیم مربی است چه کسی بازی کند و چه کسی نکند من خودم را آماده و قوی نگه میدارم تا هر وقت نیاز باشد با تمام توان به تیم خدمت کنم.
- در فوتبال امروزی که پول، شهرت و تبلیغات حرف اول را میزند و تعصب را در کمتر بازیکنی میتوان دید، در آنخل میتوان همه خوبی ها را یافت او مدل موی بخصوصی ندارد شادی بعد از گلش ساده است همان ذات و دلش، تعصب و پشتکارش همانند یک کوه و اراده اش قدر یک دریاست، آنخل مارتین کوریا مارتینز پسرک بی ادعا و جواهر روخی بلانکوس.
- براستی او دارد تاوان چه چیز را میدهد ؟ پدر و دو برادرت را از دست بدهی، در قلبت یک تومور باشد، نشود که بشود برای تیمی که در کودکی دیوانه وار عاشقش هستی بازی کنی، با وجود درخشش ها در مقاطعی از فصل باز هم از چشم مربیان ملی دور بمانی و وقتی دعوت بشوی بازی نکنی او با بدشانسی خو گرفته، اما او آنخل است یک فرشته قوی تر از قبل میشود.
با تشکر از دوست عزیزم Gaizka mendieta بخاطر کمکش در این داستان ?



