امروز تو مدرسه پروفسور حسابی نورآباد الان خوندم نوشته بود یه بدبخت میره تو کیف دوستش از گشنگی ۲ تومن برمیداره اون دوستش هم میبینه و اون یکی فرار میکنه و درو وقتی میخواد ببنده اون که دنبالشه ۲ انگشتش قطع میشه