- I remember black skies, the lightning all around me
- آسمونهای سیاه رو به خاطر میارم و روشنایی اطرافم رو
- I remembered each flash as time began to blur
- به خاطر میار جرقه ای تو زمان و بعدش همه چیز شروع به محو شدن کرد
- Like a starting sign that fate had finally found me
- مثل شروع خواندن، که سرنوشت مجبورم کرد تا در نهایت خودمو پیدا کنم
- And your voice was all I heard
- و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
- And I get what I deserve
- و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
- So give me reason, to prove me wrong to wash this memory clean
- پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
- Let the floods cross, the distance in your eyes
- اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
- Give me reason to fill this whole connect the space between
- دلیلی بهم نشون بده تا تمام این فضا رو پر کنم
- Let it fill up to reach the truth and lies
- اجازه بده به دروغ ها و حقیقت ها برسم
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- There was nothing in sight, the memories left abandoned
- چیزی برای دیدن وجود نداره خاطرات متروک رها شده
- There was nowhere to hide, the ashes fell like snow
- جایی برای مخفی شدن نیست خاکسترها مثل برف به زمین میریزند
- And the ground gave in between where we were standing
- و طوفان جایی که ما اونجا نشسته بودیم رو در میان میگیره
- And your voice was all I heard
- و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
- And I get what I deserve
- و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
- So give me reason, to prove me wrong to wash this memory clean
- پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
- Let the floods cross, the distance in your eyes
- اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- And every loss, and every lie
- و هر شکستی و هر دروغی
- And every truth that you deny
- و هر حقیقتی که تو انکار میکنی
- And each regret, and each divide
- و هر پشیمانی و هر دوراهی
- Was a mistake to break to hide?
- مهلتی برای شکست و مخفی شدنه؟
- And your voice was all I heard
- و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
- And I get what I deserve
- و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
- So give me reason, to prove me wrong, to wash this memory clean
- پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
- Let the floods cross, the distance in your eyes
- اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
- Give me reason to fill this whole, connect the space between
- دلیلی بهم نشون بده تا تمام این فضا رو پر کنم
- Let it fill up to reach the truth and lies
- اجازه بده به دروغ ها و حقیقت ها برسم
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- I remember black skies, the lightning all around me
- آسمونهای سیاه رو به خاطر میارم و روشنایی اطرافم رو
- I remembered each flash as time began to blur
- به خاطر میار جرقه ای تو زمان و بعدش همه چیز شروع به محو شدن کرد
- Like a starting sign that fate had finally found me
- مثل شروع خواندن، که سرنوشت مجبورم کرد تا در نهایت خودمو پیدا کنم
- And your voice was all I heard
- و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
- And I get what I deserve
- و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
- So give me reason, to prove me wrong to wash this memory clean
- پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
- Let the floods cross, the distance in your eyes
- اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
- Give me reason to fill this whole connect the space between
- دلیلی بهم نشون بده تا تمام این فضا رو پر کنم
- Let it fill up to reach the truth and lies
- اجازه بده به دروغ ها و حقیقت ها برسم
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- There was nothing in sight, the memories left abandoned
- چیزی برای دیدن وجود نداره خاطرات متروک رها شده
- There was nowhere to hide, the ashes fell like snow
- جایی برای مخفی شدن نیست خاکسترها مثل برف به زمین میریزند
- And the ground gave in between where we were standing
- و طوفان جایی که ما اونجا نشسته بودیم رو در میان میگیره
- And your voice was all I heard
- و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
- And I get what I deserve
- و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
- So give me reason, to prove me wrong to wash this memory clean
- پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
- Let the floods cross, the distance in your eyes
- اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- And every loss, and every lie
- و هر شکستی و هر دروغی
- And every truth that you deny
- و هر حقیقتی که تو انکار میکنی
- And each regret, and each divide
- و هر پشیمانی و هر دوراهی
- Was a mistake to break to hide?
- مهلتی برای شکست و مخفی شدنه؟
- And your voice was all I heard
- و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
- And I get what I deserve
- و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
- So give me reason, to prove me wrong, to wash this memory clean
- پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
- Let the floods cross, the distance in your eyes
- اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
- Give me reason to fill this whole, connect the space between
- دلیلی بهم نشون بده تا تمام این فضا رو پر کنم
- Let it fill up to reach the truth and lies
- اجازه بده به دروغ ها و حقیقت ها برسم
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
- Across this new divide
- در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی



