جام جهانی
ویدیو
درباره طرفداری
صفحه اصلی مسابقه پیش‌بینی جام جهانی
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به طرفداری است. شما می توانید از سایت طرفداری در صورت پذیرش قوانین و مقررات استفاده نمایید.
Linkin Park_New Divide
پیش بینی
تبلیغات در طرفداری
user content badge
  1. صفحه اصلی/
  2. اخبار
Linkin Park_New Divide

Linkin Park_New Divide

۱٬۲۷۸ بازدیدچهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ - ۱۳:۳۵
Leonardo DiCaprio
پیش بینی

آخرین اخبار

در حال بارگذاری مطالب
لیست کامل

مطالب کاربران

در حال بارگذاری مطالب

وبگردی

دانلود آهنگموزیک ترینآهنگدانلود آهنگدانلود آهنگموزیک وایرالخرید لایک اینستاگرامراز موزیکآهنگدیبا موزیک - اهنگ روزرزرو هتلخرید اپل ایدیخرید آیفون تصویریدانلود آهنگ جدیدرزرو هتلدانلود مداحیسایت عطاریکارتن پستیهمین روزدانلود آهنگ هوش مصنوعی - بیا ترند موزیکدانلود اهنگ
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
قوانین سایت
مرورگر شما از پخش صوت پشتیبانی نمی‌کند.

 

  • I remember black skies, the lightning all around me
  • آسمونهای سیاه  رو به خاطر میارم و روشنایی اطرافم رو
  • I remembered each flash as time began to blur
  • به خاطر میار جرقه ای تو زمان و بعدش همه چیز شروع به محو شدن کرد
  • Like a starting sign that fate had finally found me
  • مثل شروع خواندن، که سرنوشت مجبورم کرد تا در نهایت خودمو پیدا کنم
  • And your voice was all I heard
  • و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
  • And I get what I deserve
  • و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
  • So give me reason, to prove me wrong to wash this memory clean
  • پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره 
  • Let the floods cross, the distance in your eyes
  • اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
  • Give me reason to fill this whole connect the space between
  • دلیلی بهم نشون بده تا تمام این فضا رو پر کنم
  • Let it fill up to reach the truth and lies
  • اجازه بده به دروغ ها و حقیقت ها برسم
  • Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  •  
  • There was nothing in sight, the memories left abandoned
  • چیزی برای دیدن وجود نداره  خاطرات متروک رها شده
  • There was nowhere to hide, the ashes fell like snow
  • جایی برای مخفی شدن نیست  خاکسترها مثل برف به زمین میریزند
  • And the ground gave in between where we were standing
  • و طوفان جایی که ما اونجا نشسته بودیم رو در میان میگیره
  • And your voice was all I heard
  • و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
  • And I get what I deserve
  • و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
  • So give me reason, to prove me wrong to wash this memory clean
  • پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
  • Let the floods cross, the distance in your eyes
  • اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
  • Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  • And every loss, and every lie
  • و هر شکستی و هر دروغی
  • And every truth that you deny
  • و هر حقیقتی که تو انکار میکنی
  • And each regret, and each divide
  • و هر پشیمانی و هر دوراهی
  • Was a mistake to break to hide?
  • مهلتی برای شکست و مخفی شدنه؟
  • And your voice was all I heard
  • و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
  • And I get what I  deserve
  • و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
  •  So give me reason, to prove me wrong, to wash this memory clean
  •  پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
  • Let the floods cross, the distance in your eyes
  • اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
  • Give me reason to fill this whole, connect the space between
  • دلیلی بهم نشون بده تا تمام این فضا رو پر کنم
  • Let it fill up to reach the truth and lies
  • اجازه بده به دروغ ها و حقیقت ها برسم
  •  Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  • Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  • Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  • I remember black skies, the lightning all around me
  • آسمونهای سیاه  رو به خاطر میارم و روشنایی اطرافم رو
  • I remembered each flash as time began to blur
  • به خاطر میار جرقه ای تو زمان و بعدش همه چیز شروع به محو شدن کرد
  • Like a starting sign that fate had finally found me
  • مثل شروع خواندن، که سرنوشت مجبورم کرد تا در نهایت خودمو پیدا کنم
  • And your voice was all I heard
  • و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
  • And I get what I deserve
  • و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
  • So give me reason, to prove me wrong to wash this memory clean
  • پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره 
  • Let the floods cross, the distance in your eyes
  • اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
  • Give me reason to fill this whole connect the space between
  • دلیلی بهم نشون بده تا تمام این فضا رو پر کنم
  • Let it fill up to reach the truth and lies
  • اجازه بده به دروغ ها و حقیقت ها برسم
  • Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  •  
  • There was nothing in sight, the memories left abandoned
  • چیزی برای دیدن وجود نداره  خاطرات متروک رها شده
  • There was nowhere to hide, the ashes fell like snow
  • جایی برای مخفی شدن نیست  خاکسترها مثل برف به زمین میریزند
  • And the ground gave in between where we were standing
  • و طوفان جایی که ما اونجا نشسته بودیم رو در میان میگیره
  • And your voice was all I heard
  • و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
  • And I get what I deserve
  • و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
  • So give me reason, to prove me wrong to wash this memory clean
  • پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
  • Let the floods cross, the distance in your eyes
  • اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
  • Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  • And every loss, and every lie
  • و هر شکستی و هر دروغی
  • And every truth that you deny
  • و هر حقیقتی که تو انکار میکنی
  • And each regret, and each divide
  • و هر پشیمانی و هر دوراهی
  • Was a mistake to break to hide?
  • مهلتی برای شکست و مخفی شدنه؟
  • And your voice was all I heard
  • و صدای تو تمام چیزی بود که میشنیدم
  • And I get what I  deserve
  • و من انچه را که سزاوارش بودم بدست اوردم
  •  So give me reason, to prove me wrong, to wash this memory clean
  •  پس هم دلیلی نشون بده برای ثابت کردن اشتباه من، تا پاک کنم ذهنم رو از این خاطره
  • Let the floods cross, the distance in your eyes
  • اجازه بده تا این خیانت رو غرق کنم و فاصله ای که در چشمات هست رو
  • Give me reason to fill this whole, connect the space between
  • دلیلی بهم نشون بده تا تمام این فضا رو پر کنم
  • Let it fill up to reach the truth and lies
  • اجازه بده به دروغ ها و حقیقت ها برسم
  •  Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  • Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
  • Across this new divide
  • در سرتاسر این دو راهی مرگ و زندگی
Leonardo DiCaprio