خرید تابستانی:
خیل زیادی از هواداران رئال نخریدن بازیکنان جایگزین خوب در تابستان را دلیل اصلی ناکامیهای لوس بلانکوس میدانند. خریدهای تابستانی رئال مادرید به جز کورتوا هیچکدام بازیکنان ثابت شدهای در دنیای فوتبال نبودند و گرچه کیفیت هیچکدام از آنها پایین نیست، اما رئال مادرید نیاز به کسی داشت که کمی از آن ۵۰ گلی که رونالدو در هر فصل به ثمر میرساند را جبران کند. خرید تابستانی در تمامی نظر سنجیها دلیل اصلی ناکامی است اما راهکاری برای برون رفت از بحران ارائه نمیکند. خشم هواداران از تقویت نشدن تیم قابل درک است اما رئال بیشتر با تصمیمات تاکتیکی امتیازات را به لوانته و یا سویا واگذار کرد.
خط دفاعی که هافبک است:
از زمان کهکشانیهای دو، تنها مورینیو در فصل دوم توانست تا حدی به خط دفاعی رئال مادرید سر و سامان بدهد. ۷۵% از خط دفاعی رئال مادرید مدافع نیستند ولی در ادامه مسیر خود به خط دفاع منتقل شده اند. شما نمیتوانید مارسلو یا کارواخال را روی نیمکت بنشانید حتی اگر قبل از ورود به پیزخوان بدانید که فضایهای خالی پشت سر آنها با افرادی نظیر خسوس ناواس بمباران خواهد شد. رئال مادرید در کامل ناباوری، پس از واران در سال ۲۰۱۰ هیچ مدافع مرکزی خوبی نخریده است. خط دفاعی که پس از ۴ سال بازی کردن در کنار هم همچنان مشکلات جدی هماهنگی دارد، دیگر یک خط دفاع نیست و بیشتر هافبکهایی هستند که در عقب زمین بازی میکنند. گل خوردن زمانی که نصف خط دفاع حضور ندارد بسیار راحت تر از گل زدن با ۹ بازیکن حریف در محوطه جریمه خودی است. این قمار بارها در لیگ قهرمانان جواب داده است اما در لیگ، چنین سیستمی ایده آل هیچ مربی باهوشی نیست. اجازه نفوذ بیش از اندازه ندادن به فول بکها شاید یک راهکار خوب مخصوصا در بازیهای خارج از خانه باشد.
کروس، کاسمیرو نیست!
آنچلوتی، بنیتز، ،زیدان و لوپتگی همگی دست به تغییر سیستمی زدند که از طرف خود بازیکنان رد شده است. سیستم ۴-۳-۳ بدون هافبک تخریبی. این سیستم در رئال مادرید حتی با وجود هافبک تخریبی هم جواب نمیدهد اما همگی این مربیان باید امتیازاتی را از دست میدادند تا به این نتیجه برسند. زیدان از بین این مربیان از همه باهوش تر بود و زود تر فهمید که در این رئال، با ۳ هافبک بازی کردن یعنی خودکشی. برای درک بهتر آسیب پذیر بودن رئال مادرید با این سیستم، به بازی پیزخوان دقت کنید. واگذاری وظایف تخریبی و سرعتی به کروس و یا مودریچ، جواب نداده، نمیدهد و نخواهد داد. لوپتیگی از تجربه بی نظیر زیدان درس نگرفت و حالا در لبه پرتگاه قرار دارد. کروس شخصا به این قضیه اشاره کرده است اما این سنت تمام مربیان رئال مادرید است که ابتدا از این شکل بازی ضربه بخورند و پس از آن درس پر هزینهای فرا بگیرند. راهکار بهتر افزایش تعداد هافبکها و دستور مستقیم به یورنته، سبایوس، ایسکو و وازکز برای پرس شدید و بازی درگیرانه بیشتر در میانه زمین است تا راه را برای خلاقیت مودریچ و کروس باز کنند. ایسکو با دوندگی کمتر نسبت به سبایوس این وظیفه را به خوبی انجام میدهد پس دلیلی ندارد سبایوس در انجام آن شکست بخورد.
لوپتگی؛ فیلسوف مست
آیا هواداران رئال مادرید میدانند ایده آل مربی آنها چیست؟ احتمالا جواب این سوال منفی است. نه بازیکنان، نه رئیس باشگاه و نه هواداران نمیدانند که رئال مادرید دقیقا میخواهد در زمین چه کار کند. سیستمها گاهی جواب میدهند و گاهی نه که به نوع بازیکنان در دسترس ربط دارند اما زمانی که خود بازیکنان نمیدانند دقیقا در زمین چه باید بکنند، تقصیرها باید گردن مربی انداخته شود. افت فاحش هر ۱۱ بازیکن اصلی رئال مادرید نه به بدن سازی ربط دارد و نه به خستگی. شاید آن اخراج از تیم ملی و حواشی آن فرصت فکر کردن درست به این مربی نداده اما نیاز نیست شما دنبال کننده حرفای فوتبال باشید تا درک کنید که رئال مادرید در حال حاضر هیچ فلسفه مشخصی ندارد. لوپتگی اگر به سیستم کم ریسک تر ۴-۴-۲ روی بیاورد و مانند اول فصل بر پرس شدید تاکید کند، شاید با امکانات حال حاضر بهترین تصمیم را گرفته باشد.



