برانكو ايوانكويچ ؛ مردى است از سرزمين كروات ها ، قد متوسطى دارد ، شلوارش را تا بالاى كمر مى كشد و عينكى به چشمانش است كه او را به پروفسورها شبيه مى سازد.

اما همين خصوصيات ظاهرى تاريخ گذشته هم براى تبديل كردن او به شواليه ى ابدى پرسپوليس كافى است. براى او مهم نيست كه چه تعداد سرباز در اختيار دارد يا با چه تعداد از پنجره هاى بسته روبرو مى شود، او در نهايت روزنه اى براى رسيدن به نور پيدا مى كند، برانكو مُصر است تا سرزمين روياها فتح كند.

اما راستش را بخواهيد پيش از آمدن برانكو ، اوضاع به همين منوال نبود، پرسپوليس سال ها بود كه براى زنده ماندن دست و پا مى زد و حتى فرصت رويا پردازى هم نداشت. دوست داران پرسپوليس نااميد و دل سرد خود را براى روزهاى تاريكتر آماده مى كردند .اما در پس تمام آن سياهى ها، شواليه اى ظهور كرد تا جراَت رويا داشتن را به هواداران پرسپوليس ببخشد ، آنقدر سقف آرزوهايشان را بالا ببرد كه ديگر خورشيد در پرسپولس غروب نكند. 

و امروز پرسپوليس با شواليه ى مقتدر خود و تعداد محدودى سرباز متعصب و دلير ، در حال تصرف سرزمين روياهاست.

 

 

 

پ ن : موفقيت هاى پى در پى پرسپوليس در اين روزها با تمام محدوديت ها و مصدوميت ها ، شايد طعنه اى باشد بر ما كه در مقابل آرزوهايمان ديوارى از بهانه هاى ناچيز مى سازيم و با گذر زمان روياهايمان را فراموش مى كنيم.