وقتیکه پلیس وارد خونه شد همه جا پر از خون بود "کلینت" 9 ساله روی زمین حمام افتاده بود با چاقو چندین مرتبه به سینه او ضربه وارد شده بود. پلیس لحظاتی بعد متوجه شد که رَد خون به طبقه پایین خانه میرسد صحنه ای که بعد از دنبال کردن رَد خون دیدند شبیه فیلمهای ترسناک بود "کریستین" 6 ساله و "ملیسا"ی 11 ساله روی زمین اتاق خواب افتاده بودند بیشمار زخم چاقو روی بدن آنها وجود داشت و گلوی "کریستین" بریده شده بود کنار آنها جسد مادرشان افتاده بود "مارگارت" 39 ساله روی بدن او هم ضربات چاقو وجود داشت مخصوصا روی قسمت سینه. "سَم" به پلیس گفت که تمام آن روز صبح را در حال کار کردن در گاراژ خانه بوده و وقتیکه به درون خانه برگشته جسد پسرش را درون حمام پیدا کرده کاراگاهان پلیس ساعتها به بازجویی از "سَم" ادامه دادند ولی او بر بیگناهی خودش پافشاری میکرد و میگفت: من خانواده خودم رو نکشتم من نه از چکش برای کشتن آنها استفاده کردم نه از چاقو من دارم راستش رو میگم. ولی پلیس داستانش را باور نکرد و او را بجرم قتل بیرحمانه زن و بچه ـهایش بازداشت کرد. "سم" و "مارگارت" بیش از 15 سال بود که با همدیگه زندگی میکردند و همسایگان آنها را بعنوان خانواده ای دوست داشتنی میشناختند و دلیل این اتفاق برای همه مثل یک معما بود چند روز بعد وقتیکه جسد "مارگارت" و بچه هایش را بخاک میسپردند پلیس به "سم" اجازه داد تا در مراسم حضور پیدا کند با وجود اتفاقات رخ داده خانواده "مارگارت" با آغوش باز از او استقبال کردند برادر "مارگارت" میگوید: برای ما قابل باور نیست که "سَم" این کار را کرده باشد و ما هنوز هم او را دوست داریم. ولی پلیس با مدارکی که در دست داشت هیچ شکی نداشت که قاتل خود اوست و برای کشتار دسته جمعی خانواده خودش او را برای محاکمه به دادگاه کشاندند دادستان خواهان حکم اعدام برای "سَم" است و میگوید: هیچ نشانی از ورود با زور به خانه وجود ندارد و خون تمام قربانیان روی لباسهای "سم" وجود دارد و بریدگیهایی که روی کف دست "مارگارت" وجود دارد برای این است که او میخواسته جلوی این کشتار را بگیرد و در نهایت ضربات چاقویی که به سینه "مارگارت" وارد شده بود را نتیجه یک حمله وحشیانه میداند. با این گفته ها بنظر نمیاید که راه فراری برای "سَم" وجود داشته باشد تا اینکه دکتر "جوزف بوردن" از پزشکی قانونی در دادگاه شروع به صحبت کردن کرد و همه را متعجب کرد او گفت: مدارک به ما میگوید که قاتل "مارگارت" است او ادامه میدهد که اول از همه "مارگارت" از بقیه قربانیان هیکل بزرگتری داشته ولی هیچ زخم چاقویی بجز کف دست و ناحیه قلبش روی بدنش وجود ندارد فقط چهار ضربه چاقو به سینه و هیچ زخمی که نشان دهنده دفاع کردن در مقابل مهاجم باشد وجود ندارد، اینگونه زخمها روی بدن همه بچه ها وجود دارد. خون تمام بچه ها رو لباسهای "مارگارت" وجود دارد داستان لباسهای "سَم" کاملا متفاوت است برای پیدا کردن خون روی لباسهای او باید با ذره بین دنبال خون گشت و اثری از پاشیده شدن خون وجود ندارد. خب پس تکلیف بریدگی های کف دست چه میشود که دادستان با استناد به آنها گفته بود "مارگارت" میخواسته جلوی "سَم" رو بگیره. از نظر دکتر "جوزف بوردن" این بریدگی ها بر اثر لیز خوردن دستهای خون آلود "مارگارت" از روی دسته چاقو بوجود آمده اند و این مسئله خیلی رایج است. ولی آیا "مارگارت" میتوانسته 4 مرتبه چاقو را درون سینه خودش فرو کند؟ دکتر "جوزف بوردن" میگوید: وقتیکه یک نفر تصمیم به خودکشی بگیرد هیچکاری غیر قابل انجام و نشدنی نیست من پرونده ای داشتم که خانمی 37 ضربه چاقو به خودش زده بود و زنده ماند و در پرونده ای دیگر خانم پرستاری بود که 19 ضربه چاقو به خودش زده بود و مُرد چونکه میدانست که اندام حیاتی بدنش کجا هستند این یک مسئله غیرطبیعی نیست و همیشه اتفاق میافتد. وقتیکه پرونده های پزشکی "مارگارت" مورد بازبینی دکتر "جوزف بوردن" قرار گرفت مشخص شد که او چندین سال است که از مشکلات روحی روانی رنج میبرده و همه این موضوع را میدانستند او پیش یک روانپزشک میرفته و 6 روز قبل از این رخداد پزشک معالجش در گزارشی که از شرایط او نوشته بود گفته بود که فکر نکنم بتونه دوام بیاره. گفته های دکتر "جوزف بوردن" هیئت منصفه را قانع کرد که به بیگناهی "سَم" رای بدهند.