مطلق گرایی و دیدگاه صفر یا صدی مدت هاس ما مردمو گرفتار خودش کرده و مثل خوره به جونمون افتاده. به نظر من یکی از  عامل مهم اینکه مملکتمون در جا میزنه و هر روز بیشتر در مشکلات فرو میریم همینه. 

شاید عجیب یا حتی خنده دار باشه ولی نمود عینی این قضیه رو میشه توی همین سایت و بحث های بارسا و رئال و مسی و رونالدویی و البته تیم های دیگه به وضوح مشاهده کرد!!

رئال تحقیر شد پس دلیلش "فقط" نبود رونالدو بود (100). بارسا بدون مسی 5 تا زد پس مسی "هیچ" تاثیری در موفقیت های بارسا نداره (0). پرز مدیر بد و مزخرفیه و همه مشکلات رئال بخاطر اونه(100). والورده مربی افتضاحیه و باید گورشو گم کنه تا بارسا به سعادت برسه (100) و خیلی مثال های دیگه که از حوصله مطلب خارجه

توی دنیا هیچ چیزی مطلق و صفر یا 100 نیست. نه اینکه مسی همیشه توی بارسا بوده نشون دهنده ضعفش در تیم های دیگه یا ترسو بودنشه نه اینکه رونالدو در تیم های مختلف بوده نشون دهنده عدم وفاداریش به تیم هاش. هردوش میتونه خوب باشه و باعث موفقیت بشه. و خب حرف من کلی هست و فوتبال در مقایسه با مسائل کلان جامعه و مشکلات فعلی ما چیز مهمی نیست و فقط بخاطر ملموس بودن مثالشو زدم.  چرا نمیخوایم بپذیریم همه چیز نسبی هست و لزوما سیاه مطلق یا سفید بدون هیچ لکه سیاهی نیست. چرا دنیا رو خاکستری نمیبینیم تا یک بار برای همیشه مشکلات کشورمون هم(بازم تا حدیش و نه 100 درصدش!) حل بشه

البته بخشی از این دیدگاه صفر و صدی تقصیر خودمون نیست و به اعتقادات سنتی مون برمیگرده که از بچگی توی گوشمون خونده شده و هیچوقت جای نقد و اعتراض بهش نبوده. ولی بهرحال میشه کمترش کرد و امیدوارم این اتفاق بیفته و نمودش رو در بحث های نه چندان جذاب  مسی-رونالدویی (حداقل!) ببینیم