?نوشته‌ای به قلم منصور پورحیدری در اسفندماه 1375 ‌‌ با خواندن این نوشته، عشق میکنی که استقلالی هستی، افتخار میکنی که چنین شخصیّتی، عنوان پدر استقلال را دارد و غمگین میشوی ... برای جای خالیِ بزرگش، برای این خانه‌ی بی‌ستون

کاش قبل از پروازِ ابدی، یک شبه کپی از خودت میساختی منصورخان شاید هم تو تلاشت را کردی اما کسی نتوانست حتی شبه کپیِ منصورخان باشد ‌‌ روزت مبارک پرافتخارترین سرمربیِ ایرانی هر چند تو برای ما تنها یک سرمربی نبودی تو برای استقلال و استقلالی، سمبلِ ایثار برای معشوق بودی‌ عاشقی که نیمکت تیم ملی را رها کرد تا به یاریِ عشقش برسد... ‌‌ تو چند نفر بودی منصورخان که بعد از رفتنت، اینگونه تنها شدیم؟