دیشب ساعت ۲ اینا که داشتم به سایت سر میزدم تو اتاقم بودم هیچکی خونه نبود صدای وزش باد و جیرجیرک میومد  یهو یه چیز گرمی رو شونم احساس کردم چپ دیدم هیچی نبود راست دیدم بازم هیچی نبود گفتم توهم زدم حتما دوباره مشغول شدم به کار خودم یه چند دقیقه گذشت یه صدای زنونه ای  بغل گوشم شنیدم که اسمم صدا میزد اروم ایندفعه سریع پشتم نگاه کردم بازم هیچی نبود رفتم صورتم اب زدم نشستم رو صندلی مشغول افکارم بودم که  احساس کردم یکی پام ماساژ میده پام نگاه کرده دیدم یه نور درخشانی زد تو چشمم خوب نمیتونستم ببینم که نور کمتر کمتر شد قیافه یه دختری دیدم با مو های قرمز و صورتی گرد و نورانی با دماغی فندقی و یک لبخند شیرین که  معصومانه منو نگاه میکرد یکذره جا خوردم بهش گفتم ببخشید شما گفت من جن از جنس مونثم ازت خوشم اومده میخوام باهت ازدواج کنم دستی به صورت خودم کشیدم گفتم فعلا قصد ادامه تحصیل دارم یه دو سه سال دیگه بیا دخترک اجنه زیبارو گفت من مزاحمت نمیشم نوکری تو رو هم میکنم برات پول و ثروت میارم هر ارزویی بکنی در عرض یک چشم به هم زدن برات مهیا میکنم من فقط آغوش گرم تو رو میخوام بهش گفتم به دور از خرد است با یک جن مزدوج شوم همه بهم میگند دیوونه من زندگی عادی خودم دوست دارم حالا از اون اصرار از من انکار ناگهان اهنگی خونه رو به لرزو دراورد که اهنگش این بود نگو نگو نمیخوام اخه سخت برام بعد دخترک اجنه برای راضی کردن من به کار های غیر اخلاقی دست زد که از گفتن ان معذوریم ناگهان در درون خودم گفتم عفت و پاکدامنی مهم ترین چیزی است که خدا بهم داده پس نگاهی به پنجره کردم و جرقه ای در ذهنم ایجاد شد بله درست حدس زدید خودم از پنجره انداختم پایین و پاک دامنی رو بر مرگ ترجیح دادم الانم روحم پست گذاشته 

فقط اومدم بگم که جنای مونث خطرناک ترند مواظب خودتون باشید???