در ابتدا باید بگم ک من کارشناس فوتبال نیستم و ادعای فهم و درک فوتبال رو ندارم و چیزایی رو ک میبینم میگم و شاید واقعیت امر چیزی دیگه باشه .
در اینکه والورده مربی بزرگی هست هیچ شکی نیست و من بازیهای بیلبائوی والورده رو به دقت دنبال میکردم و مصاف های والورده با بارسلونای انریکه رو قشنگ یادم هست مخصوصا اون بازی ک توی سوپر کاپ اسپانیا انریکه رو کیش و مات کرد ، از نظر من والورده هم از انریکه هم از رایکارد مربی بزرگ تری هست و بازی خونی بشدت قوی ای داره و توی مسائل تاکتیکی خبره است اما یه چیزی ک خیلی توی ذوق میزنه اینه ک والورده بیش ازینکه حواسش به تیم خودش باشه روی بازی حریف زوم هست ، نکته ی جالبی ک خیلی ها متوجهش نشدن شباهت عجیب والورده به مورینیو هست ، اینکه دوتاشون دنبال بازیکنای اثبات شده و جا افتاده هستن و سبک مشخصی از فوتبال رو دنبال نمیکنن به شدت نتیجه گرا هستن ، والورده بعضی از بازیها با رویکرد هجومی بازی میکنه، بعضی بازیها میره تو دفاع ،بعضی بازیها مستقیم بازی میکنه، بعضی وقتها هم با پاسکاری کوتاه پله پله تیمو میکشه جلو .
این مربی 180 درجه با ذات بارسلونا در تضاده ، بارسلونا هیچ وقت با همچین مربی هایی به موفقیت بزرگی دست پیدا نکرده ، به کرویف و گواردیولا و انریکه ک درست دقت کنید متوجه میشید اینا آدمهای معقول و منطقی نیستن و تیمهاشون بعضا رویکرد انتحاری توی زمین داشتن ، یه مثال واضح میزنم ک متوجه بشید ، زمانی ک توی فصل 2011-2012 بازی برگشت نیمه نهایی مقابل چلسی رو 2-0 افتادیم جلو گواردیولا میتونست با یه بازی محافظه کارانه نتیجه رو حفظ کنه ولی برعکس با روحیه تهاجمی ای ک داشت تیم رو بالا نگه داشت ، اون بازی ما حذف شدیم ولی گواردیولا یه درس بزرگ بما داد اونم این بود ک فلسفه مهم تر از نتایج و جام هاست . بارسلونا با والورده هویتشو از دست داده و به نظر من این نتایج و بازیهای سینوسی تا زمانی ک مربی و رویکرد باشگاه عوض نشه ادامه خواهد یافت . بارسلونا یه مربی از جنس خودش میخواد و به نظر من در حال حاضر فقط فرانک رایکارد این شرایط رو داره .



