داستان زیر مشهورترین افسانه مردم نوردیک از جهت تعریف کردن برای یکدیگر و کودکان است
نکته جالب در این افسانه تعجب مردم اروپا خصوصا مسیحیان بریتانیا از آن است، آنها معتقد بودند این داستان یک شوخی زشت با خدایان(هرچند از نظر آنها مذموم) است و کافران شمال بقدری گستاخ هستند که با خدای خود شوخی میکنند!
- افسانه یافتن چکش گم شده ثور از داستانهای طنزآمیزی است که در یک ادای شعری بیان شده و بازگوکننده نبرد ثور با تریم، پادشاه یوتونها در سرزمین یوتونهایم است. تریم میولنیر را میدزدد و آن را در اعماق زمین مخفی میکند و بدون چکش ثور، ایزدان را امنیتی نیست. ایزدان لوکی را به جستجوی میولنیر میفرستند و لوکی با این خبر بازمیگردد که تریم چکش را مخفی کرده و تنها به شرطی که ایزدان فریا را به عنوان عروس نزدش بفرستند چکش را بازمیگرداند.
- با شنیدن خبر لوکی دربارهٔ چکش ثور، آشفتگی بزرگی در آسگارد پدید آمد و فریا چندان خشمگین شد که گردنبند خود را از خشم پاره کرد. پس هایمدال فرزانهٔ آسگارد تدبیری اندیشید و چاره کار را در آن دید که ثور در لباس عروس به جای فریا به سرزمین یوتونهایم برود و لوکی او را به عنوان ندیم همراهی کند. زمانی که ثور به شکل عروس و با چادری به سرزمین غولان رسید، غولها در سودای ورود فریا به شادمانی پرداختند و جشن عروسی بزرگی برپا شد.
- در طول جشن، عروس نو رسیده (ثور) به هنگام خوردن شام یک گاو نر، هشت ماهی آزاد و سه جام بزرگ میانگبین نوشید و تریم و دیگر غولان از اشتهای این عروس شگفتزده شدند. در این بین لوکی عذری احمقانه آورد و گفت که عروس به سبب هیجان وصلت با شاه غولان، نه شبانهروز نخفته و چیزی نخورده و برای عروسی خود روزه گرفتهاست!
- هنگامی که تریم نگاهی زیرچشمی به زیر تور عروس انداخت، با چشمان آتشین فریا (ثور) مواجه شد. تریم بار دیگر از لوکی خواستار توضیح شد، و لوکی در جواب گفت: فریا به قدری از عروسی خود هیجان زده شده که در پوستش نمیگنجد.
- زمانی که لحظه انجام مراسم فرا رسید غولان چکش ثور را بر طبق وعدهای که داده بودند در دامان عروس نهادند و ثور با دست یافتن به چکش، تغییر چهره داد و تریم و تمام غولان حاضر در تالار را در دمی نابود کرد و نسل غولان منقرض میشود.
- برای خواندن سایر مطالب اینجا کلیک کنید.



