طرفداری - چلسی موفق شد با گل وقت های تلف شده برانیسلاو ایوانوویچ بنفیکا را شکست دهد. تحلیل فنی فینال لیگ اروپا را به قلم مایکل کاکس تقدیم شما می کنیم. خورخه خسوس لیما و اولا جان را از ترکیبی که هفته گذشته مقابل پورتو شکست خورد خط زد، و اسکار کاردوزو و رودریگو را به جای آنان در ترکیب قرار داد. لورنزو مالگاریخو هم جایگزین مکسی پریرا محروم شد. رافائل بنیتز ادن هازارد را در اختیار نداشت، بنابراین از رامیرس در کناره استفاده کرد و از زوج لمپارد و داوید لوییز برای دیکته کردن جریان بازی در میانه میدان. بنفیکا از نظر پاس دهی و پرسینگ در مقاطع طولانی بازی بهتر از چلسی بودند اما قدر موقعیت های نیمه اول خود را ندانستند. ترکیب ابتدایی دو تیم پرس بنفیکا نیمه اول به کلی درباره راهبرد دو تیم هنگامی که توپ را در اختیار نداشتند، بود. بنفیکا بدون توپ، برنامه خاصی داشت و این زمانی که پیتر چک توپ را در اختیار داشت به خوبی مشهود بود. بازیکنان کناری به مدافعین چپ و راست چلسی نزدیک می شدند و نمانیا ماتیچ و انزو پرز مراقب پاس های ارسالی به داوید لوییز و فرانک لمپارد بودند. نوع پرسینگ بنفیکا بیشتر بر پایه جاگیری مناسب بود تا انرژی زیاد. چلسی توپ های بی هدف رو به جلوی فراوانی به نیمه زمین بنفیکا می فرستاد که اکثرا منجر به از دست رفتن مالکیت توپ می شد. نظاره گر بودن چلسی درست بر خلاف بنفیکا، چلسی تمایلی برای پرس شدید از جلو نداشت. آن ها خط دفاع بالایی را اتخاذ کردند و با عقب آمدن تورس، عملا با یک ترکیب بسته و آشنای بنیتزی مواجه بودیم. اما ماتیچ بسیار عقب بازی می کرد و با ایجاد شرایط 3 در مقابل 2 (ماتا و تورس)، به لوییسائو و یا گارای این اجازه را می داد تا توپ را به هافبک ها برسانند. این تمهید، دلیل اصلی مالکیت توپ بالای بنفیکا در نیمه اول بود (62% و همچنین تعداد پاس های بنفیکا در یک سوم هجومی، دو برابر چلسی بود). حمله بنفیکا بنفیکا تاکید زیادی برای حمله از جناحین داشت. ادواردو سالویو و نیکولاس گایتان بازی را از کناره ها آغاز کردند اما به داخل می زدند و فرصت برای اورلپ ماگاریخو و آلمیدا فراهم می شد. هر موقع بازی به کناره ها می رفت، بنفیکا یک بازیکن در تیر پشت برای استفاده از موقعیت داشت و این مدافعین کناری چلسی را همیشه مشغول نگه می داشت. به طور کلی بنفیکا با بازی ساده و روان خود، موقعیت های خوبی از کناره ها ایجاد کرد، چند ضربه آزاد خوب به دست آورد و می توانست حداقل یکی از موقعیت های خود را تبدیل به گل کند. حمله چلسی روش ابتدایی حمله چلسی در نیمه اول از طریق رامیرس بود. هم لوییز و هم لمپارد پاس بلند قطری پشت ماگاریخو می انداختند تا رامیرس را صاحب توپ کنند. این روش عمدتا بی نتیجه بود اما جالب بود که ماتیچ و گارای را مجبور می کرد که برای حمایت از مالگاریخو به سمت چپ مایل شوند. رامیرس ماتا نکته جالب درباره پرسینگ بنفیکا این بود که وقتی توپ در اختیار پیتر چک بود، خوان ماتا آزادترین بازیکن بود. مهار ماتا وظیفه یکی از دو دفاع وسط بود که البته آن ها ترجیح می دادند به تورس بچسبند و با حفظ فاصله مناسب، عرصه را بر ماتا تنگ کنند. البته آنان در مقابل حرکت های او به سمت توپ ضعف داشتند. به جز تو زدن او به سمت چپ و یک سانتر خطرناک لحظاتی قبل از پایان نیمه اول، ماتا به ندرت در جریان بازی قرار گرفت زیرا چلسی زمان لازم را برای بازیسازی در اختیار نداشت. چلسی بهتر شد درست قبل از پایان نیمه اول، اسکار توسط بازیکنان بنفیکا سرنگون شد، از ضربه آزاد به دست آمده چیزی نصیب نشد اما این حرکت نقطه عطفی در بازی چلسی بود، زیرا تا پیش از آن چلسی نتوانسته بود در زمین بنفیکا توپ را برباید و موقعیت ایجاد کند. این حرکت نشانه راه برای چلسی شد و آن ها در نیمه دوم ضرب آهنگ بازی خود را وقتی بدون توپ بودند بالا بردند. اسکار و رامیرس مدافعین کناری بنفیکا را بستند و اجازه ندادند در نیمه دوم کار خاصی صورت دهند. پرسینگ چلسی منسجم نبود و گاهی شکسته به نظر می رسید مخصوصا بین چهار نفر جلویی و بقیه تیم عدم هماهنگی وجود داشت و باعث می شد بنفیکا همچنان فضای خوبی در میانه میدان در اختیار داشته باشد. اما بازهم پرسینگ مصف و نیمه چلسی اثر خود را داشت، و مالکیت توپ بنفیکا به شدت در نیمه دوم کاهش پیدا کرد و به رقم 52% رسید. همچنین چلسی توانست پاس های بیشتری در یک سوم هجومی میدان رد و بدل کند و بنفیکا متعاقبا کمتر موفق به این کار شد. چک توپ را به سمت ماتا فرستاد گل اول چلسی، گل جالبی بود. به جز مشکل نبود پرسینگ، دو مشکل دیگر چلسی در نیمه اول، ناتوانی چک در پیدا کردن یاری خالی برای پاس دادن توپ و دیگر اینکه ناتوانی در وارد بازی کردن ماتا بود. تمامی این مشکلات در صحنه گل اول در دقیقه 55 حل شد. توپ دقیق ارسالی چک، به ماتا رسید، آلمیدا سعی کرد توپ را ببرد اما ماتا توپ را برای تورس مهیا کرد که به خوبی از موقعیتش استفاده کرد. گرچه ماتا هم در موقعیت بود و آماده برای دریافت پاس. این موقعیت منجر به این شد تا چلسی از این به بعد سعی کند تا در اولین فرصت توپ را به ماتا برساند. تغییرات خسوس خسوس به سرعت به گل پاسخ داد. او لیما را جایگزین رودریگو کرد اما قمار اصلی در سمت چپ زمین رخ داد. وینگر سرعتی این تیم اولا جان جایگزین مالگاریخو شد و گایتان در پست نا آشنای دفاع چپ به کار گرفته شد. این تغییر بسیار هجومی به سرعت نیز جواب داد، آرتور توپ را به سمت چپ فرستاد، گایتان و جان کاری ترکیبی انجام دادند و پاس نهاییشان منجر به گرفتن پنالتی و گل تساوی بنفیکا شد. رامیرس در مقابل گایتان زدن گل تساوی به این معنی بود که بنفیکا برای 25 دقیقه می بایست با یک ترکیب فوق العاده هجومی مقابل چلسیبازی می کرد. گایتان به شدت در دفاع چپ نا مطمئن بود و با مصدومیت گارای و تعویض اجباری، عملا هرگونه فرصتی برای تغییر گایتان نیز از خسوس گرفته شد. در آن سمت تیم بنیتز هنوز بدون تغییر بود. سمت چپ بنفیکا به ناگاه به محل کلیدی بازی تبدیل شد و انرژی رامیرس در دقایق پایانی به کار چلسی آمد. او به شکل های مختلف گایتان را جا گذاشت و باعث شد یاردل و ماتیچ برای دفع خطر به آن سمت متمایل شوند و در نهایت فرار سرعتی او باعث شد تا یاردل از موقعیت خارج شود و تن به کرنر دهد که به گل دوم چلسی تبدیل شد. نتیجه بنفیکا برای مقاطع طولانی از چلسی بهتر بازی کرد و خسوس به درستی معتقد بود تاکتیک او درست بود و تنها در ضربه پایانی مشکل داشتند. اما چلسی در نیمه دوم بهتر شد و به پرسینگ بنفیکا جواب داد. اما در نهایت قمار خسوس بود که سرنوشت بازی را رقم زد، قماری که جواب داد و شاید تنها ایرادش این بود که زود جواب داد و بازی را به تعادل کشاند و این اجازه را به چلسی داد تا از همان سمت به جبران مافات بپردازد.