در هفته ای ک گذشتمن اولین روزش دانشگاه بودم و ماشین شاسی ی دختر تو چمن بود ک تو راه برگشتش بارون زد و گل شد و گیر کرد من رفتم سنگ اوردم و کمک ش کردم در اومد دختره چن بار اومد سمتم تشکر کرد بعد گفت ی روز ناهار دعوتتون کنم من احمق گفتم قابل نداره و اون رفت شمارم ندادم ....دیشب تو ماشین پژو پارس دوستم بودم خوب ساری دخترای اهن پرست زیادی داره  تو این گیرو دار ی ماشین ک 4 تا دختر بودن رو خیلی تکنیکی مخ زدم دختره گفت تو ب کی نگاه میکنی (منظورش ب کی میخوای شماره بدی   .. من گفتم همتون اخه نفهمیدم دختره هم فحش داد گازو گرفت رفت ....دو روز قبلش  ب یکی شماره دادم منتظر بودم شبش تو اینستا یه دختره ب من پیام داد باهام دوس شد فرداش با خط دیگه بههم پیام داد من فک کردم همونیه ک شماره دادم ولی نگو همون اینستاییه بود هیچی منم گفتم دوس دختر ندارم با اون یکی دوس شدم بعد لو رفت ک این  جدیده دوست اینستاییه بود هیچی اینم پرید .......و اخریش این بود ک  دوشنبه صبح ب یکی تو دانشگاه شماره دادم عصرم رفتم ب یکی دیگه بدم اخه این کارم برا اینه ک یکی حد اقل دوس شه اقا این دوتام همکلاسی از اب در اومدن من موندم و  بد بیاری ها ..................

 

اینم بگم خدایی من با یکی اشنا بشم الکی با کسی اشنا نمیشم این یههفته موتورم داغ بود این بلاها سرم اومد ...دیگه تا اخر سال سمت دختر نمیرم