میگن یه روزی که مردم یکی از دهکده‌های صیلان از خواب پا شدن، عجیب ترین چیز دنیا رو دیدن. یه فیل روی یه درختی بود و همه درباره این آقای فیل حرف می‌زدن. ملت که همه پشماشون ریخته بود هر کدوم چیزی میگفتن، یکی‌ میگفت خودش نرفته با جرثقیل گذاشتنش اونجا، یکی میگفت نه این فیلش فرق داره، خلاصه حرف زیاد بود دیگه. یک پیر فرزانه اونجا بود گفت: مهم نیست چجوری رفته، مهم اینه به زودی با کله میخوره زمین. ما که ندیدیم ولی مثل این که با کله خورد زمین. حالا مهم نیست که افتاد یا نه، مهم اینه کسایی وجود دارن که تونستن که فیل رو بر بالای درخت ببینن. میدونین چند سال طول میکشه تا دوباره همچین اتفاقی بیفته؟ ممکنه هیچوقت این اتفاق نیفته حتی!