سرد شدم دلسرد انگار همه نقاط ضعف زندگیم فلسفه اون زندگی بد و تک تک لحظاتش روی سرم آوار شدن.. دارم پیر میشم و نمیدونم سال اینده چقدر توانایی پیگیری داشته باشم دیگه رمقی نمونده ..صفحه های اینستاگرام رو بالا پایین میکنم علاوه بر عبور سریع از اخبار بازی که دیگه طاقتشو ندارم.دختران ،مدلها و بیخیالهایی رو می بینم که عکس جدید گذاشتن از گروه موسیقیشون از عکس جدید مدلینگ بی خیال شاد و در زیبایی دور از من و  بیخبر درست در همون لحظاتی که ناامید شدم ... اینکه من هم شب با مغزی تیرکشیده و زندگی باخته ذره ای خواب به چشمام نیاد حتی می بینم دست خالی من از دست خالی پرسپولیس نیاز به دل رحمی بیشتری داشت ما که پاک باختیم کسی در این لحظات ما رو آدم حساب نمیکنه ...ژاپنیها جام رو بدست اوردن اگه نمی اووردن فکر نمی کنم کسی مثل من یا ما در اونا وجود داشته باشه که باید از کم وزیادهای بی حدو حصر زندگی در اینجا حسابی سرش شلوغ بشه اونا بعد باخت هم طبل و دهل و ساز وآواز خودشونو دارن اما ما بعد برد هم شاید چیزی بیشتر از یه شب چند ساعته بیخیالی و بعدش دوباره همون آشو همون کاسه !..