هر روز صبح که خورشید خانم از پشت کوه‌ها بیرون می‌آد و با پرتوهای درخشانش به ما لبخند میزنه، با خودمون میگیم آخ جون یک روز جدید، یک فرصت جدید برای دیدن پدر و مادر، یک فرصت جدید برای لبخند زدن و خوبی کردن، یک فرصت جدید برای پیشرفت کردن، یک فرصت جدید برای ادامه دادن. ما صبح‌ها از خواب پا میشیم که یک روز جدید رو شروع کنیم و کارهای مختلفی انجام بدیم. هر کسی سرگرمی و شغلی داره و کاری میکنه، ممکنه بعضیا هم شبیه هم باشه کارایی که میکنن اما معمولا زندگی هیچ کسی شبیه دیگری نیست. از بین ده‌ها میلیون پسر و دختری که تو‌ ایران چشم‌هاشون رو صبح‌ها باز می‌کنن یک عده هستن که صبح با ناراحتی و اندوه از خواب پا میشن. اندوه هیچوقت قهرمان آسیا نبودن، اندوهی که میتونه به حسادت هم تبدیل بشه. کما این که کم نیستن این حسودان.

از ظهر که بیدار میشن تا نصف شب که می‌خوابن، هدف از زنده بودنشون تکرار کلمات «چهار جانبه امجدیه» و «بنگلادش» و مشتقاتش هستش (حالا به این که همین بنگلادش با پرسپولیس چیکار کرده کاری نداریم.) جدیدا هم میگن چون اون تورنومنت اسمش متفاوت بوده پس این با اون فرق فوکوله و اون حساب نیست. خب اگه اینجوریه که شما از پرسپولیس به پیروزی و باز پرسپولیس تغییر نام دادین که؟ یعنی این تغییر نام مترادف با تغییر کُنه و ماهیته؟ اگه آره که خب حرفی نداریم و به مراد و مقصودمون رسیدیم و اگه  تغییر اسم ماهیت رو تغییر نمیده، پس حرف حسابتون چیه؟

به هر حال مهم نیست حرفتون چیه، مهم اینه که قهرمانیای ما به تنفیذ شما نیازی نداره، تا ابدالدهر کتمان کنین، ببینید چیزی عوض میشه یا نه. ظریف هم گفته بود تو‌ ایران زندانی سیاسی نداریم، مگه با انکار چیزی عوض میشه؟

تا فردای قیمات انکار کنید، نه با حرف شما اعتباری از ما کم میشه و نه به جز جام اخلاق جامی آسیایی به شما افزوده میشه. اصلا اگه این قهرمانیا ارزش ندارن و غیر معتبرن چرا این همه وقت برای بحث درباره‌شون هزینه می‌کنید؟

پ.ن: تصویری از یک جام آسیا در دستان علی آقا پروین در ۷۰ سالگیش، دیر یا زود داشت، سوخت و سوز نداشت.