الف ای مهربان یارم
ب با عشق تو میمانم
پ پای خسته ای دارم
ت تا هستی منم هستم
ث ثابت میکنم هستم
ج جان من فدای تو
چ چند وقتی بمان با من
ح حال از من نمی پرسی
خ خوابم با تو شیرینه
د در جانم زدی رخنه
ذ ذره ذره آبم کن
ر رسوای جهانم کن
ز زلف خود پریشان کن
ژ ژنده جامه ای پوشم
س سر بر شانه ام بگذاز
ش شوق من دو چندان کن
ص صبح من تو روشن کن
ض ضربان دلم بشنو
ط طاهر گشته ام با تو
ظ ظهر عاشقی بنگر
ع عاشق شو تو هم چون من
غ غم غربت دلم بشکست
ف فریاد دلم بشنو
ق قربان دو چشمانت
ک کردی همچو فرهادم
گ گم گشته دو دستانم
ل لای موج هایت
م مروارید چشمانت
ن نور دیده من شو
و وصف جمله خوبی هایت
ه هر دم بر زبان جاریست
ی یادی از دل ما کن



