این داستان کاملا واقعیه و اگه اسم اشخاص توش نامبرده شده من شرمندم

اقا امروز رئیسیان رو بدجورررر زایع کردم  سر کلاسش چون چرت و ... درس میده و از اخلاق ... ش بدم میاد  تصمیم گرفتیم با رفیقم ک یکم اذیتش کنیم

هیچی دیگه زنگ اولی ک باهاش داشتیم رفتم جلوی جلو نشستم گوشیمو گرفتم دستم  کتاب باز نکردم  شروع کردم بازی کردن  خب هیچی نگفتش به من منم دنبال این بودم به من گیر بده ?هیچی دیگه راضی نشدم  زنگ اخر ک باهاش کلاس داشتیم گفتم چیکار کنم  گرفتم گوشی مو از سایلنت در اوردم به رفیقم گفتم زنگ بزنه بهم البته قبلش فکرشو کرده بودم پنجره ی ماشین حساب رو گوشیم باز کردم بعدش گوشی مو قفل کردم!?

هیچی دیگه رفیقم زنگ زد از قصد اهنگ زنگم رپ خارجی بود  صداش درومد تو کلاس پیچید  تا صدا رو شنید گفت برادران گوشیتو بیار  گفتم اقا میخواستم بزارم سایلنت گوشیمو گفت نه بیار ! هیچی گرفتش زنگ خورد کلاس تموم شد گفتم گوشیمو وردارم گفت نه نیبرم دفتر توام بیا کارت دارم   منم از خدا خواسته این رفت پیش مدیر  گفتش این اقا کلا تو کلاس سرش تو گوشیه و درس گوش نمیده و .... 

هیچی مدیر میگه پسر چرا تو کلاس گوشی بازی میکنی مگه گوشی ممنوع نیس و...  منم گفتم امروز کلاس داشتم و اینا (الکی)گوشی اوردم  بازی ام نمیکردم اگه میخواید ببینید رمز گوشی مو میزنم اولین چیزی ک باز میشه ماشین حسابه ، داشتم از ماشین حساب استفاده میکردم?? بعدش مدیر گفت اقا این دفعه رو ببخش این دانش اموز با ادبه و اینا  اون گاوم  میگه این کجاش با ادبه شلوارشو ببین همش پاره پورست  مدیر میگه اینا ربطی نداره اصن?? بعد بهم نیگه پسر یدقیقه باش بیرون  تا اومدم بیرون یدفعه چنان دادی سر رئیسیان زد  گفتش اقاااااااا چهههه وعضشههه از اوللل صبحححح داری به دانش اموزا گیر میده این بیچاره چیکار کررررد !??????? من و رفیقم بیرون بودیم از خندهه پاره شدیمم  بعد چن دقیقه میگه پسر بیا داخل کارت دارم  میگه از رئیسیان عذر خواهی کن  گفتم من کاری نکردم ک مجبور به عذر خواهی باشم ولی چون شما میگید باشه! عذر میخوام !?دقیقا همین جوری  گوشی مو گرفتم اومدیم بیرووووووون???????

به هدفم رسیدم?????